بنيادگراييداخلي

گروگان‌گیری مردم ایران در روز روشن

اکثر دولتمردان ۳۰سال گذشته به مردم کشور ظلم کرده‌اند. به اعتماد مردم خیانت کردند. جوانان ما را نابود کردند.

الیگارشی آخوندی

به چنین حکومت «یکه‌سالار»ی در تمامی دنیا می‌گویند الیگارشی! اصطلاحی تحقیرآمیز به‌معنای حکمرانی یک گروه کوچک و فاسد بر اکثریت مردم!

الیگارشی نه در معنای لغوی بلکه در آهنگی که طی قرون در جان‌مایه واژه خود ایجاد کرده، بازتابی نفرت‌انگیز در گوش شنوندگان ایجاد می‌کند.

این «عبارت» ضمنا به‌معنی حاکمیت اقتصادی یک گروه انگشت‌شمار از سرمایه‌داران بزرگ مالی هم هست که عملاً مالک تمامی انحصار‌ات صنعتی و بانکی هم هستند و کنترل رشته‌های اصلی اقتصاد را در دست خود متمرکز کرده‌اند.

چرا الیگارشی آخوندی؟

حکومت آخوندها با سوارشدن بر روی امواج انقلاب ضدسلطنتی و ربودن رهبری آن انقلاب از دست صاحبان اصلی آن، سیادت خود را آغاز کرد. ‌آخوندها با راه‌اندازی نمایش رفراندم که در آن رأی‌دهندگان فقط حق آری یا نه گفتن به «جمهوری اسلامی»‌ را داشتند که خمینی هرگز هیچ تعریفی از آن ارائه نداده بود، تلاش کردند برای خود ظاهراً یک پشتوانه «آرا ۹۹/۸درصدی» جور کنند. اما به‌سرعت و در همان ۲سال اول حکومتش، با خیانت‌هایی که خمینی به تمامی وعده‌هایی کرد که قبل از رسیدن به قدرت می‌داد، حمایت نیمی از رأی‌دهندگانش را به گواهی آمار نهادهای رسمی خودشان از دست داد. پس از قتل‌عام‌های ۳۰خرداد ۶۰ حکومت آخوندی اساساً به یک حکومت اقلیت فاشیستی تبدیل گردید که در سال‌های جنگ با عراق که علی‌القاعده باید بیشترین حمایت داخلی را در برابر تجاوز خارجی داشته باشد، هرگز نتوانست حمایت بیش از ۲۰۰-۳۰۰هزار خانوار یعنی حداکثر ۳درصد جامعه را به‌دست آورد.

عین جملات رحیم‌پور ازغدی اینهاست:

« این ملت شریف ایران در جنگ شرکت نمی‌کرد. فقط حدود ۲۰۰هزار خانوار ایرانی در جنگ شرکت کردند(جمعیت خانوار ایران در آن سالها بالای ۱۱میلیون خانوار بود!). ازغدی در همان مصاحبه سال ۹۰ خود با تلخ‌کامی گفت: «این ملت شریف ایران خیلی شریفه! اما حتی برای تشییع‌جنازه شهدای ما هم نمی‌آمدند»!

روز ۱۲مهر ۱۳۹۶ عباس تیموری، نویسنده و راوی «دفاع مقدس» که خود در جنگ ضدمیهنی ایران و عراق شرکت داشته، در یک مصاحبه تلویزیونی از روی آمار ستاد کل نیروهای مسلح رژیم اعلام کرد که در دوران جنگ به گواهی آمار ستاد کل، تنها یک درصد مردم ایران در جنگ شرکت داشتند؛ آماری که در بهترین حالت هرگز از ۳درصد تجاوز نکرد! وی گفت:

«به تعبیر ستاد کل نیروهای مسلح یک تا ۳/۵درصد کل جمهوری اسلامی ایران بیشتر در جنگ حضور مستقیم نداشتند… همه‌اش ۳درصد نمی‌شد! کلاً یعنی وحشتناکه»!

اذعان عناصر حکومتی به ماهیت الیگارشیک نظامشان

اینک یک نماینده مجلس رژیم از تریبون رسمی مجلس آخوندی اعلام می‌کند که در تمامی این ۴۰سال تنها ۲۰۰خانواده بر این مملکت حکومت کرده‌اند!

حسین راغفر، اقتصاددان این رژیم نیز در یک مصاحبه تلویزیونی در همین روزهای اخیر یعنی هفته اول مرداد ۹۷ گفت: «در ۴۰سال گذشته ۴۰۰ الی ۵۰۰نفر، چهره‌های اصلی نظام بوده که تصمیم‌گیرنده کارهای این مملکت بوده‌اند»!

برای اثبات صحت این آمارها می‌توان به آمار و ارقامی که برخی مسولان دیگر همین نظام در مقاطع مختلف و در جریان جنگ و دعواهای باندی افشا کرده‌اند استناد کرد مانند آنچه که قالیباف، شهردار سابق رژیم، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ گفت و اعلام کرد که باند رقیبش یعنی باند روحانی(یا همان اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان) حداکثر و در بهترین حالت تنها یک اقلیت ۴درصدی را تشکیل می‌دهند!

و باند رقیب نیز با نیش و طعنه شکست باند خامنه‌ای در انتخابات گفت که اگر ما ۴درصدی هستیم شما حتی ۴درصدی هم نیستید! و حداکثر یک درصد هستید!

و به این ترتیب، ملت می‌ماند و یک اقلیت چند درصدی(یک تا ۴درصدی) که بر ۸۰میلیون ایرانی حکومت می‌کنند!

سازوکارهای الیگارشی آخوندی حاکم بر ایران

این، نمای اقلیتی است که برای استمرار حاکمیت خود، یک دیکتاتوری تمام‌عیار بر مردم حاکم کرده و با کمک چند سرویس اطلاعاتی موازی، به کنترل جامعه مشغول است و با استفاده از دهها گشت سرکوبگر شهری و روستایی و با استفاده مفرط و نامحدود از قدرت یک باند مسلح به اسم سپاه پاسداران و نیروی انتظامی، هم‌چون بختک بر روی جامعه ایران افتاده و یک ملت را در تمامیتش گروگان گرفته است!

این در تعریف کلاسیک، چیزی بیش از یک الیگارشی نوظهور منحط مالی مذهبی نیست. یک حاکمیت اقلیت سالار به‌شدت سرکوبگر و وحشی که در روز روشن یک ملت را در تمامیتش گروگان گرفته و با تکیه به ثروتهای هنگفت مملکت، تلاش می‌کند ملل مجاور را نیز گروگان بگیرد!

در تعریف کلاسیک، الیگارشی به‌معنای سیادت و حاکمیت اقتصادی گروه معدودی از سرمایه‌داران بزرگ مالی است که عملاً مالک انحصارات صنعتی و بانکی هستند و کنترل رشته‌های اصلی اقتصاد را در دست خود متمرکز کرده‌اند.

آخوندها از روز به‌دست‌گرفتن حاکمیت تا امروز به‌سرعت چنین مسیری را طی کرده‌اند و امروزه هر یک از آنها خود به یک سرمایه‌دار بزرگ با ثروتی هنگفت تبدیل شده‌اند.

سر و ته باند حاکم

نگاهی به لیست اسامی سران و مدیران و فرماندهان این نظام، که تعداد آنها را مشخص می‌کند، نگاهی به لیست دارایی‌های آنها و نگاهی به لیست مشاغل آنها در تمامی این ۴۰سال، مؤید این مدعاست.

به این ترتیب اگر گفته شود یک باند یا حداکثر یک «کاست» آخوندی-پاسداری با تعدادی معدود، به‌کمک نیروی مسلح سرکوبگر خود، مردم ایران را گروگان گرفته و به‌ضرب سرکوب و اعدام و شکنجه و زندان، حاکمیت خود را به مردم تحمیل می‌کند، کمترین واقعیت موجود است.

واقعیتی که باید با تمام قوا در برابر آن ایستاد تا به هر ترتیب ممکن آن را از صحنه خارج کرد.

این امر، پایه‌یی‌ترین هدف مردم ایران با تمامی طبقات و تنوع‌های قومی و مذهبی‌اش می‌باشد.

هر چه به جز این، در واقع خیانت به مردم ایران و اهداف انسانی و حداقلی آن است.

  • سایت مجاهدین خلق