رسانه حکومتی از اجبارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم ایران پرده برداشت؟
مقاله منتشرشده در روزنامه محافظهکار خراسان به تاریخ ۶ تیرماه، که با هدف دفاع از تصمیم مجتبی خامنهای برای پذیرش مذاکرات و توافق با آمریکا منتشر شده، ناخواسته به سندی از محدودیتهای راهبردی و ضعف ساختاری رژیم ایران تبدیل شده است. نویسنده مقاله در حالی میکوشد ادعای «تحمیل مذاکره به رهبری» را رد کند که استدلالهای او، بیش از هر چیز، نشاندهنده آن است که مجتبی خامنهای نه از موضع اقتدار مطلق، بلکه تحت فشار مجموعهای از واقعیتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، ناگزیر به پذیرش این مسیر شده است.
روزنامه خراسان در توضیح علت موافقت مجتبی خامنهای با مذاکرات، تصریح میکند که او «با لحاظ واقعیتهای میدان، حسنظن به مسئولان و تعهدی که دادهاند، اجازه طی شدن یک مسیر مشروط را صادر کرده است.» همین عبارت، به تنهایی حاوی یک اعتراف مهم است؛ زیرا نشان میدهد که تصمیم نهایی نه بر اساس اراده مطلق رهبر رژیم ایران، بلکه در چارچوب «واقعیتهای میدان» اتخاذ شده است.
مجتبی خامنهای زیر فشار باندهای حکومتی
در ادبیات سیاسی، هنگامی که یک رهبر مجبور میشود برخلاف ترجیح اولیه خود و با استناد به شرایط میدانی، تصمیمی راهبردی را بپذیرد، این امر بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر محدودیت قدرت و غلبه شرایط عینی بر اراده سیاسی است. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که خود روزنامه خراسان در بخش دیگری از مقاله، به نقل از مجتبی خامنهای مینویسد که او «علیالاصول نظر دیگری» درباره این مسیر داشته است.
در واقع، آنچه روزنامه خراسان تلاش میکند به عنوان «عقلانیت» و «تصمیمگیری هوشمندانه» معرفی کند، از زاویهای دیگر، اعتراف به این واقعیت است که رهبر جدید رژیم ایران نتوانسته است سیاست مطلوب خود را پیش ببرد و در برابر مجموعهای از فشارهای داخلی و خارجی، ناچار به پذیرش گزینهای شده که اساساً با تمایل اولیه او همخوانی نداشته است.
از سوی دیگر، روزنامه خراسان با اشاره به اینکه هدف مذاکرات جلوگیری از حذف حزبالله از معادلات منطقهای بوده، به یکی دیگر از نگرانیهای اصلی رژیم ایران اعتراف میکند. این روزنامه مینویسد که مذاکرات انجام شد تا «آمریکا با همدستی دولت مستقر در بیروت، حزبالله را از معادلات سیاسی منطقه حذف نکند.» اما به نظر میرسد با توافق سه جانبهای که روز جمعه بین آمریکا و اسرائيل و لبنان به امضا رسید حذف حزبالله از صحنه سیاسی لبنان پیش شرط لازم برای تحقق صلح پایدار در لبنان تلقی شده است.
ضعف مجتبی خامنهای و توافق تحمیل شده
همچنین، تأکید خراسان بر ضرورت «بازسازی ظرفیت کشور» و تبدیل «دستاوردهای میدان به سند سیاسی»، اعترافی آشکار به آسیبهای گستردهای است که جنگ، تحریمها و بحرانهای داخلی بر ساختار سیاسی و اقتصادی رژیم ایران وارد کردهاند. در واقع، وقتی یک رسانه نزدیک به حاکمیت از ضرورت «بازسازی» سخن میگوید، به طور ضمنی میپذیرد که رژیم ایران در وضعیت فرسایش و ضعف قرار گرفته است.
شاید مهمترین بخش مقاله خراسان، تلاش آن برای رد این ادعا باشد که مذاکره به مجتبی خامنهای تحمیل شده است. این روزنامه مینویسد: «اگر رهبری پشتوانه عظیم مردمی، ساختار قانونی و امکان اعلام موضع صریح دارد، چگونه میتوان گفت چنین تصمیمی به ایشان تحمیل شده است؟»
اما همین استدلال، خود حامل یک تناقض اساسی است. زیرا اگر مجتبی خامنهای واقعاً از آن میزان اقتدار و پشتوانه برخوردار است که روزنامه خراسان ادعا میکند، چرا اساساً لازم شده است که یک رسانه حکومتی با چنین تفصیلی به رد روایت «تحمیل» بپردازد؟ نفس تلاش برای رد این ادعا، نشان میدهد که این برداشت، حتی در فضای سیاسی نزدیک به حاکمیت نیز به موضوعی جدی تبدیل شده است.
نکته قابل توجه دیگر، تأکید روزنامه خراسان بر این است که «سیاست عاقلانه، ادامه جنگ به هر قیمت نیست.» این جمله را میتوان به عنوان اعترافی دیگر به محدودیتهای رژیم ایران تفسیر کرد. زیرا معنای ضمنی آن این است که ادامه رویارویی نظامی و سیاسی، به نقطهای رسیده بود که هزینههای آن برای رژیم دیگر قابل تحمل نبود.
در مجموع، مقاله روزنامه خراسان، برخلاف هدف اولیه خود، نه تصویری از اقتدار مجتبی خامنهای، بلکه روایتی از محدودیتهای فزاینده او ارائه میدهد؛ محدودیتهایی که از فشارهای نظامی، بحران اقتصادی، تضعیف نفوذ منطقهای و نارضایتیهای داخلی ناشی شدهاند. به همین دلیل، میتوان گفت این مقاله، بیش از آنکه دفاعیهای برای رهبر جدید رژیم ایران باشد، به سندی از ضعف و ناگزیری او در پذیرش توافق تبدیل شده است.
ایران آزادی
