مهرداد هرسینی: بیداری ایرانیان – بخش بیست و هفت

 

قتل فرخی یزدی بدستور رضا خان

دراینجا لازم است تا از دستگیری های گسترده آزاداندیشان و نویسندگان منجمله فرخی یزدی, شاعر و  روزنامه نگار آزاده و تبعید وی به کرمان یاد کنیم.

وی در دوران انقلاب مشروطه در شمار آزادی خواهانی بود که جسورانه به دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن می پرداخت.

فرخی یزدی در پایان  سال 1298  خورشیدی به تهران  آمد و در آنجا بود که نخستین مقالات و ابیات خود را در رابطه با ضرورت آزادی انتشار داد. وی در جریان جنگ جهانی اول، مدتی نیز راهی  بغداد و کربلا شد که بدلیل شناخته شدگی از سوی قوای انگلیس تحت تعقیب قرار گرفت.  

همچنین یزدی از تیر نیروهای روسیه نیز درامان نماند, بطوریکه به هنگام بازگشت به ایران در مرز موصل از سوی سربازان روسی هدف سوء قصد قرار گرفت.

در کارنامه مبارزاتی وی باید به مخالفت های او با قرارداد وطن فروشانه وثوق الدوله ملقب به قرارداد 1919 اشاره نمود که به همین دلیل و بدستور حکومت به زندان افکنده شد.

وی با وقوع کودتای سوم اسفند از سوی رضا خان ، به همراه بسیاری از آزادیخواهان مدتی را  در باغ سردار اعتماد زندانی گردید. .

فرخی در شهریور 1300  خورشیدی در نقد قرارداد 1919  خطاب به لرد کرزن سیاستمدار انگلیسی می‌سراید:

     لرد کرزن عصبانی شده است      داخل مرثیه خوانی شده است          

     گوش بر حکم سفارت ندهیم       ما بزرگی به حقارت ندهیم

      کشور جم نشود استعمار    ..آخر ای لرد ز ما دست بدار                  

     بهر دلسوزی ما اشک مبار           تا نگویند ز الغای قرار  

با توجه به میزان متوسط تحصیلات اش, طبع شاعرانه ای داشت و نخستین ابیات خود را در سن شانزده سالگی سرود. شعر وی همواره سلاحی بود علیه بیدادگری و زور گویی حاکمان.

درسال 1303 پس از آزادی از زندان, نخستین شماره روزنامه توفان را منتشر نمود.

نثر ساده و بیان انتقادی وی, توفان را در مدت کوتاهی آینه افکارروشن آزادی خواهانه در میان مردم نمود که بکرات توسط دیکتاتوری رضا خان توقیف و فروش آن در روزنامه فروشی ها و معابر ممنوع گردید.

« طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شده است. گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی، انتشار روزنامه دچار وقفه شده است. در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف می‌شد، فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامه‌ها همچون پیکار، قیام، طلیعه، آیینه افکار و ستاره شرق مقالات و اشعار خود را منتشر می‌نمود» ( سایت ویکی پدیا)

فرخی پس از هفت سال انتشار توفان و با توجه به محبوبیت اش در بین مردم توانست به مجلس راه یابد. عوامل رضا خان وی را بارها در مجلس بدلیل مبارزه اش و اعتقادات آزادی خواهانه اش مورد ضرب و شتم و تهدید جانی قراردادند. وی بارها به زندان افتاد و سرانجام در 25 مهر 1318 بدست پزشک احمدی , بوسیله آمپول هوا به شهادت رسید.

روزنامه های وابسته به دربار در این رابطه نوشتند « محمد فرخی مبتلا به مالاریا و نفریت فوت کرده است»!!. پزشک احمدی نیز پس از اشغال ایران توسط متفقین , بدست مردم حلق آویز گردید.

به یقین زیبا ترین سروده وی که اکنون با گذشت بیش از 120 سال از تاریخ نوین ایران همچنان زبانزد خاص و عام و سرلوحه بسیاری از مبارزات مردم ایران علیه دیکتاتوری های شاه و شیخ می باشد , همان  غزل آزادی است:

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی           که روح‌بخش جهان است نام آزادی            

به پیش اهل جهان محترم بُوَد آن‌کس      که داشت از دل و جان، احترام آزادی          

چگونه پای‌گذاری به صِرف دعوت شیخ       به مسلکی که ندارد مرام آزادی                      

هزار بار بُوَد به ز صبح استبداد             برای دسته پابسته شام آزادی                   

   به روزگار، قیامت به پا شود آن روز    کنند رنج‌بران چون قیام آزادی                                

   اگر خدای به من فرصتی دهد یک روز       کِشم ز مرتجعین انتقام آزادی

   ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد          چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی

یاد و خاطره  فرخی یزدی , این شاعر ملی و  آزاده گرامی باد

ادامه دارد