با مرگ خامنه ای و به تبع آن طرح کودتا از سوی سپاه برای به کرسی نشاندن فرزند وی , کینگ مجتبی , تمامی داده ها از درون حکومت سخن از انباشت بحران ها و بویژه اوجگیری نارضایتی عمومی را دارند.
به یقین مناسب ترین بستر برای تراکم خشم توده های بجان آمده را باید در بحران اقتصادی , سقوط ارزش پول ملی , معیشتی , سقوط شاخصه های فرهنگی و اجتماعی جستجو نمود.
این همان تله ای است که دیکتاتوری ولایت بدلیل شکست در سیاست های راهبردی بویژه با تداوم جنگ وعدم قبول تفاهم نامه با طرف مقابل , سرکوب خونین در سایه موج اعدام ها و پلیسی کردن جامعه , برای خود ساخته و پرداخته است
واقعیت در این میان آن است که رژیم آخوندی با طولانی نمودن جنگ در خلیج فارس , گرچه سقوط نکرده است , امری که از پیش برای بسیاری از کارشناسان به مانند روز روشن بود , اما در ادامه این روند در چنبره ای از بحران ها در تله مرگ دست و پا می زند.
تشدید تحریم ها بویژه با راه اندازی دور دیگری بنام « طرد اقتصادی» که دیگر فراتر از افراد حقیقی و حقوقی در رژیم آخوندی می باشند , اکنون کارکردهای خود را قدم به قدم به نمایش می گذارد. براساس این تحریم ها , اهداف بسیار فراتر رفته و تمامی کشورهائیکه با رژیم آخوندی به نحوی وارد معاملات شوند را هدف قرار میدهد.
ترتیبات جدید شامل سازوکاریهایی است که هدف آن فراتر رفتن از تحریم افراد و نهادهای ایرانی به شکل گذشته , بلکه شبکهها و نظامهای مالی خارجی طرف همکاری با رژیم ایران است.
بدین سان محاصره دریایی بعلاوه عملیات جنگ اقتصادی با هدف بستن شریان های مالی رژیم اکنون در 5 زمینه داریی های دیجیتال , فناوری, طلا , هوانوردی و کشتیرانی براه افتاده است.
مضافا برآن نیز تاکنون 60 نهاد , فرد و کشتی مرتبط با رژیم را در شبکه های موشکی , هسته ای , سایبری و نفتی تحت تحریم قرارداده اند.
همچنین هدف قرار دادن ناوگان های سایه در امارات , عراق , ترکیه , مصر, هنگ گنک , چین , سنگاپور, سوئیس و اروپا نیز در زمره آنها هستند.
رئیس جمهور نظام آخوندی اخیرا اعتراف کرده که « تجارت خارجی کشور به دلیل تحریمها و محاصره آمریکا 35 درصد کاهش یافته است»
موسسه بین المللی کپلر , مسئول رصد تحولات نفتی در جهان , اخیرا اعلام کرده که صادرت نفت ایران اکنون به سقف 260 هزار بشکه در روز رسیده , این رقم در حالی است که تا پیش از آغاز جنگ 40 روزه و محاصره دریایی , رژیم بیش از 1,8 میلیون بشکه نفت صادر می کرد
افت درآمد های نفتی نیز به معنای هرچه بیشتر ورشکسته شدن صندوق حکومتی می باشد که دولت پزشکیان تلاش دارد تا با فشار آوردن بر توده های دردمند و حذف سوبسید ها نمونتا برای نان , آب , برق , دارو , درمان , مایحتاج عمومی و یا بنزین صندوق ورشکسته دولتی را قدری سروسامان دهد
همچنین ادامه تحریمها از سوی آمریکا به بروز شقه در راس حاکمیت برای ادامه « جنگ و یا خوردن جام زهر» راه برده , بطوریکه اکنون شاهد سر برآوردن باند های توسری خورده نظام مانند آخوند روحانی , محمد خاتمی ویا اصلاحات چی های قلابی نیز می باشیم.
سهم خواهی و پیچیدن نسخه برای برون رفتن از بحران فعلی را بخوبی می توان در مواضع و سخنرانی های آنان و یا راه اندازی « دولت های سایه » با نشست های خبری متعدد بخوبی رویت نمود.
براین اساس دیکتاتوری کینگ مجتبی نه تنها با مجموعه ای از ابر بحران ها دست و پنجه نرم می کند , بلکه با بحران عمیق دیگری بنام « جنگ باند ها و فروریختن ساختارنظام » نیز روبرو گردیده است. این واقعیت ناشی از وجود ضعف شدید در بیت وی و نیز « تصمیم گیری های موزائیکی» در حکومت می باشد.
اگر بر تمامی نکات فوق عمق تنفر اجتماعی از دیکتاتوری ولی فقیه و وجود آتش زیر خاکستر در کشور را اضافه کنیم , در آنصورت می توان به این سوال که « تاب آوری دیکتاتوی در تهران تا کجاست » رسید.
اری دیکتاتوری در پایان خط قرار دارد و این حقیقت را می توان از بازتاب های درونی حکومت , مجموعه طرح و سیاست های انقباضی و امنیتی رژیم با هدف صف بستن علیه جامعه برای جلوگیری از قیام و سرنگونی, بخوبی رویت نمود.
