دکتر فاطمی: «ای‌وای وطنــم»

شیر را شکار کردیم، بالاخره حسین‌ فاطمی را گرفتیم!

دکتر حسین فاطمی، از چهره‌های برجسته نهضت ملی ایران و وزیر امور خارجه دولت دکتر محمد مصدق، یکی از نمادهای ایستادگی در برابر استبداد و دفاع از استقلال ایران بود؛ مردی که سرنوشتش در روزهای پس از کودتای ۲۸ مرداد به یکی از تلخ‌ترین و ماندگارترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.

افسر راننده جیپ به سردسته اراذل فدائیان شاه گفت:

شعبان‌خان! تیمسار علوی مقدم (رئیس شهربانی) گفته کار را همین‌جا تمام کنید نگذارید پای این مرد به دادگاه برسد که آبروی خیلی‌ها در دادگاه خواهد رفت.

شعبان منتظر سایر چاقوکش‌هایش شد.

یکی از آنان ضرب گرفت و شروع به رقص کرد که:

ما شاه میخوایم و الله ـ ما شاه میخوایم یا الله

عربده‌شان فضا را پر کرده بود.

درب بزرگ فرمانداری نظامی که باز شد همه خاموش شدند و نگاهشان خیره به در ماند.

دکتر فاطمی با چند سرباز مسلح از پله‌ها پایین آمد. چهره‌اش بیمار نشان می‌داد، بدنبال سربازان، خسته حرکت می‌کرد.

خانم سلطنت فاطمی فریاد زد: داداش!

دکتر فاطمی چرخی زد، نگاهی به خواهر انداخت و به زور لبخندی…

شعبان به سرعت جلو آمد و عربده کشید:

«دشمن شاه خونش حلاله».

برق چاقوی شعبان که نمایان شد، سلطنت خانم به سرعت دوید و وسط شعبان و برادرش ایستاد.

یک لحظه غریو جمعیت خروشانی که ملی شدن نفت را فریاد می‌کردند به نظرش آمد اما حالا… او بود و شعبان و برادرش و دیگر هیچ!

شعبان بی‌مخ و بی‌حیایی وصف‌ناپذیر

شعبان بی‌مخ حیا نکرد. کاردی به ضرب پایین آمد، سلطنت خانم خود را سپر برادر کرد و هر دو بر زمین غلتیدند.

ابتدا چاقوی شعبان دست سلطنت را درید و سلطنت خانم فریاد می‌کشید:

مردم! حسین مرا کشتند…

ضربات چاقو به پهلو و کمر و دست سلطنت خانم برخورد کرد. خون فوران زد.

تنها دو ضربه چاقو دکتر را زخمی کرد.

یکی از افسران گفت: بس است!!

شعبان با غضب گفت: زن ندیده بودم از نیش چاقو نترسه!

و به‌سرعت به طرف جیپ بازگشت. بقیه هم دنبال او.

دو کارمند وزارت امور خارجه سلطنت خانم را از زمین بلند کردند.

یازده ضربه کارد جای‌جای بدنش را دریده بود.

دکتر فاطمی هنوز از تنش خون بیرون می‌زد اما سر را راست نگه داشته بود.

وقتی او را به داخل اتومبیل فرمانداری نظامی هُل می‌دادند سر را برگرداند و به‌آرامی گفت:

«ای‌وای وطنم»…

برگرفته از کتاب «رودخانه خروشان عشق».