در سالگرد آن جنایت علیه بشریت، رژیم ملایان دو زندانی سیاسی مجاهد را اعدام کرد – و شواهد نگرانکنندهای از تکرار آن جنایت دیده میشود
در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، درست در شب سالگرد قتل عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷، دو زندانی سیاسی مجاهد، بهروز احسانی و مهدی حسنی، پس از سه سال شکنجه برای گرفتن اعتراف اجباری، به دست رژیم ضدبشری ملایان در زندان قزلحصار اعدام شدند.
رژیم ملایان در حضیض ضعف و در واپسین ایام حکومت ننگینش، با این اقدام بزدلانه به روشنی پیام داد که جنگ اصلی او با مردم ایران است و دغدغه اصلی او جلوگیری از قیامی دیگر که دودمان آن را به باد خواهد سپرد.
اعدامی نهفقط برای خاموشکردن دو صدای آزادی، بلکه پیام آشکاری از سوی رژیم برای آغاز موجی تازه از جنایت علیه بشریت برای حفظ حاکمیتش.
سالگرد قتل عام ۱۳۶۷، امسال تنها یک یادآوری تاریخی نیست؛ بلکه سایه تکرار همان جنایت بر آن سنگینی میکند.

قتل عام ۱۳۶۷؛ جنایت بیپایان و بیمجازات
قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، از ۶ مرداد ۱۳۶۷ آغاز شد، زمانی که خمینی با صدور فتوایی سری، دستور کشتار همهی زندانیانی را داد که بر مواضع خود پایبند بودند. «هیأتهای مرگ» طی هفتهها هزاران زندانی را بدون محاکمه، تنها به دلیل وفاداری به عقایدشان اعدام کردند.
رژیم آخوندی از زمستان ۶۶ و بهار ۶۷ در حال تدارک برای این قتلعام بود و به این منظور زندانیان را از یک زندان به زندان دیگر منتقل میکردند. روز ۲۹ تیر ۶۷، مسئولین زندان ایلام گروهی از دختران زندانی را به بیرون منتقل کردند. فرح اسماعیلی، حکیمه ریزوندی، مرضیه رحمانی، نسرین رجبی، و جسومه حیدری در همان روز بر روی تپهای در روستای شباب در ایلام اعدام شدند.
بیش از ۹۰ درصد قربانیان از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. در بسیاری از موارد، زندانیان پیش از آن محکومیتشان را گذرانده بودند. اجساد در گورهای دستهجمعی دفن شد و خانوادهها از سرنوشت عزیزان خود بیخبر ماندند.
جامعه جهانی در آن زمان سکوت کرد—سکوتی که پیام مصونیت فرستاد.
در اول مرداد ۱۴۰۳، پروفسور جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران، در گزارش خود اعلام کرد که اعدامهای دهه ۶۰ و قتلعام سال ۶۷، جنایت علیه بشریت، نسلکشی و جنایت سبعانه بهشمار میروند.
وی تأکید کرد که ادامه جنایتها ناشی از مصونیت از مجازات عاملان آن است؛ کسانی که هنوز در بالاترین سطوح قدرت در ایران حضور دارند.

تطهیر رسمی قتل عام ۱۳۶۷ و فراخوان تکرار آن
در ۱۷ تیر ۱۴۰۴، خبرگزاری فارس – رسانه وابسته به سپاه پاسداران – در سرمقالهای با عنوان «چرا باید اعدامهای ۶۷ تکرار شود»، قتلعام زندانیان سیاسی را یک «تجربه تاریخی موفق» توصیف کرد و آشکارا خواستار اعمال مجدد همان روش علیه زندانیان امروز شد.
این فقط یک تهدید نیست؛ زمینهسازی رسمی برای جنایتی دیگر است.
نشانههای آشکار؛ جنایتی در حال وقوع است
در هفتهها و ماههای اخیر، موج تازهای از اعدامهای سیاسی و سرکوب شدید در سراسر ایران گسترش یافته است:
- فرشاد اعتمادیفر، مسعود جامعی، علیرضا مرداسی: در ۲۱ تیرماه ۱۴۰۴، هر سه پس از دو سال شکنجه و بازداشت انفرادی، به اتهام «محاربه»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «عضویت در سازمان مجاهدین» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.
- دستکم ۱۱ زندانی سیاسی دیگر به اتهام حمایت از مجاهدین خلق، هماکنون زیر حکم اعدام هستند.
- شمار زیادی از زندانیان سیاسی بدون روند قضایی منصفانه در خطر اعدام فوری قرار دارند.
- سعید ماسوری: از زندانیان قدیمی و از چهرههای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان، روز شنبه ۴ مرداد بعد از حمله ۱۰۰ گارد زندان قزلحصار به بند زندانیان سیاسی، به زندان زاهدان منتقل شد.
- همزمان، گزارشها از ناپدیدسازی زندانیان سیاسی همچون ارغوان فلاحی، علی یونسی، بیژن کاظمی و انتقال آنها به مکانهای نامعلوم، قطع ملاقات، و فشار سنگین بر خانوادههای زندانیان شواهد نگران کننده ای می باشند.

سرکوب، نتیجهی ترس رژیم از قیام مردم
رژیم آخوندی پس از قیام سراسری ۱۴۰۱، در ضعیفترین موقعیت خود طی دهههای گذشته قرار دارد.
بحران مشروعیت، فساد، فقر گسترده، بحران های مختلف اقتصادی و زیرساختی مثل قطع آب و برق که موجب رشد انفجاری نارضایتی عمومی شده است، خامنهای را وادار کرده با صدور احکام اعدام و سرکوب شدید، پیشدستانه به مقابله با اعتراضات احتمالی بپردازد.
رژیم دیگر تنها با فعالان پیشتاز مبارزه نمیکند؛ بلکه با نسلی از جوانان بیباک و جامعهای بیدار مواجه است.
مقامات رژیم نیز خود هشدار میدهند که جنگ اصلی، نه با دشمن خارجی، بلکه با مردم در خیابانهاست.
از زمان آغاز ریاستجمهوری پزشکیان، آمار اعدامها بهطرز بیسابقهای افزایش یافته است.
در کمتر از یک سال، بیش از ۱۴۶۰ نفر اعدام شدهاند؛ از آغاز سال ۲۰۲۵، بیش از ۷۶۴ اعدام ثبت شده است.
محکومیت لفظی کافی نیست؛ زمان اقدام فرا رسیده است
سکوت در برابر این اعدامها، فقط به معنای بیتفاوتی نیست؛ بلکه تشویق مستقیم رژیم به ادامه جنایت است.
بیعملی جامعه جهانی، رژیم آخوندی را که اکنون در شکنندهترین وضعیت خود بهسر میبرد، نهتنها به اعدام و جنایت بیشتر ترغیب میکند، بلکه مشوق آن در صدور تروریسم، جنگافروزی منطقهای و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی نیز هست.

فراخوان فوری به جامعه جهانی
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران با صدای بلند هشدار میدهد:
قتلعامی دیگر در حال طراحی و اجراست. سکوت سال ۶۷ نباید تکرار شود.
از شورای حقوق بشر، کمیسر عالی حقوق بشر، گزارشگر ویژه سازمان ملل، اتحادیه اروپا، دولتها و نهادهای مسئول مطالبه میکنیم:
- محکومیت صریح و علنی احکام اعدام و تحریک به کشتار
- اتخاذ اقدامات مؤثر و عملی، نه صرفاً محکومیت دیپلماتیک
- اعزام فوری هیأت تحقیق مستقل بینالمللی به ایران
- مشروط کردن هرگونه مذاکره یا رابطه سیاسی و اقتصادی با رژیم، به توقف اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی
- پیگیری حقوقی عاملان و آمران جنایات، و تلاش برای پایاندادن به مصونیت آنها در سطح بینالمللی
سکوت، همدستی با جنایت است.
سازمان ملل، دولتها، نهادهای بینالمللی و وجدانهای بیدار جهان مسئولاند.
زمان اقدام است—پیش از آنکه دیر شود.
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت