مهرداد هرسینی: بیداری ایرانیان – بخش سی و هشت

 

اشغال ایران در زمان رضا شاه

سیاست های نابخردانه رضا شاه و همراهی با آلمان نازی , سرانجام کشور را در دوران جنگ جهانی دوم با بحران دیگری بنام « اشغال ایران » روبرو ساخت

در ماه‌های پیش از شهریور 1320 ، دول متفقین بکرات از رضا شاه خواستار اجازه برای عبور مسالمت‌آمیز نیروهایشان از خاک ایران شده بودند, اما این درخواست ها  همواره از طرف وی رد گردید.

برای نمونه می‌توان به  نامه سفیر انگلیس در تاریه 15 اوت 1941 به رضا شاه اشاره نمود که وی از دولت ایران خواستار اخراح مستشاران , کادرهای نظامی و اتباع آلمان نازی  از ایران شده بود.

در سایه این بحران , سرانجام در شهریور 1320  نیروهای بریتانیایی و شوروی ایران را اشغال کردند تا ضمن قطع هرگونه کمک به قوای هیتلردرمنقطه قفقاز از سوی رضا شاه , از مسیرهای انتقال لجستیک به جبهه جنگ در آن مناطق و به ویژه نفت ایران، استفاده کنند

« در بامداد ۲۵ اوت ۱۹۴۱ (۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی) نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا (با همراهی واحدهای هندی تحت فرمان بریتیش راج) از جنوب به ایران حمله کردند و کشور را اشغال نمودند. در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰، ابتدا نیروهای شوروی از شمال و شرق از زمین و هوا به ایران حمله‌ور شدند و سپس نیروهای بریتانیایی نیز از جنوب و غرب حمله کردند و شهرهای سر راه را یک‌به‌یک به سرعت اشغال کردند و هر دو به سمت تهران حرکت کردند» ( سایت ویکی پدیا)

دراین راستا نمایندگان شوروی و انگلیس ، علت اشغال ایران را وجود تعداد زیادی کارشناس آلمانی در ایران ذکر کردند. دخالت نظامی شوروی و بریتانیا در ایران متعاقب دو اولتیماتوم مشترک شوروی و بریتانیا در 28  تیر و 25 مرداد 1320 راجع به حضور کارشناسان آلمانی به وقوع پیوست.  همچنین  این حمله همچنین به فاصله سه هفته قبل از تبعید رضاشاه به خارج از کشور رخ داد.

به یقین اشغال ایران  به تضعیف موقعیت رضا شاه و مشروعیت وی راه برد تاجائیکه نه تنها پایه این دیکتاتوری را لرزه درآورد , بلکه در روند خود کشورهای اشغال کننده خارجی را نسبت به ادامه سلطنت در ایران به شک و شبهه واداشت.

اکنون رفتن شاه و تغییر حکومت در دستور کار قوای خارجی قرار گرفته بود. یک نظریه برآن بود که ادامه سلطنت در ایران دیگر منتفی شده و باید بدنبال برقراری جمهوری گردند. در مقابل با فشار انگلیس , موضوع ادامه سلطنت و پیدا نمودن جایگزینی برای رضا شاه , قرار گرفت.

بدین سان باید تاکید نمود که نزدیکی رضا شاه به آلمان نازی و سیاست‌های وی  در این زمینه یکی از عوامل مهم در سقوط او و فشارهای خارجی علیه حکومتش به شمار می‌رود. در واقع، روابط نزدیک ایران با آلمان نازی در دوران پیش از جنگ جهانی دوم و در آغاز جنگ جهانی دوم، به علت اصلی اصلی فشارهای بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی بر رضا شاه تبدیل گردید.

براین اساس نگرانی بریتانیا و شوروی  پس از آغاز جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از پیروزی آلمان نازی‌ در اروپا و رسیدن به پشت دروازه های مسکو , اکنون بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی به شدت نسبت به نگران نفوذ هیتلر  در ایران ضریب زده است , زیرا ایران  به  لحاظ ژئوپلیتیک  و اقتصادی برای هر یک از این ابر قدرت‌های آن زمان از  اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود

بدین سان آلمان نازی که به عنوان یک دشمن مشترک برای بریتانیا و شوروی محسوب می‌گردید به نگرانی عمیق قوای متفقین راه برد تاجائیکه خط قرمز برای آنان همان جلوگیری از تبدیل ایران به یک پایگاه برای آۀمان نازی تبدیل گردید..

دومین هدف نیز برای قوای متفقین جلوگیری از دسترسی آلمان نازی  به منابع نفتی ایران و کنترل خطوط مواصلاتی و ارتباطات برای تأمین کمک‌های لجستیکی به شوروی در جنگ با نازی‌ها بود.

بدین سان نزدیکی رضا شاه به آلمان نازی قطعاً یکی از دلایل اصلی برای سقوط وی محسوب می شود. این رابطه باعث شد که ایران به عنوان یک تهدید امنیتی برای متفقین در نظر گرفته شود , بطوریکه تبعات آن  به اشغال کشور و نهایتاً کنار گذاشتن رضا شاه از قدرت انجامید.

همچنین باید به بروز بحران اجتماعی , نارضایتی عمومی و بویژه قحطی نان و آذوقه  در بسیاری از مناطق ایران اشاره نمود که خود بستری دیگر برای سوقط رضا شاه را فراهم نموده بود. بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت وی بحدی بود که جامعه در مقابل قوای خارجی و اشغال ایران هیچ عکس العملی از خود نشان نداد.

ارتش رضا شاه نیزبدون هرگونه مقاومتی تنها طی سه ساعت سقوط کرد به سرعت متلاش گردید.  

ادامه دارد