مهرداد هرسینی- طناب کشی میان  شعام , دولت و مجلس خبرگان

تازه ترین بیانیه از سوی مجلس خبرگان برای رهبری در دیکتاتوری ولی فقیه که در آن بصراحت بر « انتقام و خون نخواهی»!! تاکید کرده , به یقین ترجمان آن روی دیگر سرازیر شدن بحران بدرون رژیمی است که اکنون بر سر یک دوراهی میان « توافق و یا ادامه جنگ » در بن بستی مرگبار به تله افتاده است.

خبرگان دست نشانده بیت خامنه ای در این بیانیه بر چند نکته کلیدی از جمله « عدم اعتماد» به ایالات متحده , «استیفای حقوق» و «رهنمودهای مجتبی خامنه‌ای» برای ادامه بحران در تنگه هرمز و خلیج فارس اشاره و سپس می افزاید : «بر همه آزادگان در هر نقطه عالم لازم است که پرچم انتقام و خونخواهی امام شهید را برافراشته نگه دارند».

این بیانیه در ادامه تاکید دارد : «امید به تفاهم و توافق با این رژیم قلدر راه به جایی نمی‌برد»

انتشار همزمانی برای این بیانیه با  خبر استعفا از سوی مسعود پزشکیان و نیز سخنان  پاسدارعراقچی مبنی بر « راه افتادن » دور دیگری از مذاکرات با عمان و نه آمریکا , مهر تائیدی برشکاف عمیق در راس حاکمیت را به اثبات می رساند. مضافا براین نیز باید به سخنان رئیس جمهور نظام اشاره نمود که در آن بصراحت تاکید کرده,  تصمیم گیری بر سرهرگونه  « مذاکرات » , با اکثریت اعضاء شعام ( شواری عالی امنیت ملی) صورت گرفته است. 

رئیس جمهور آخوندی بدین سان گوش طرف های  مخالف مذاکره را کشید و ضمن پاتک خطاب به باند مقابل می گوید که مقوا خامنه ای پیشتر از شعام خواستار دو سوم آراء مثبت برای مذاکرات گردیده بود. لذا « دهانتان » را ببندید و سکوت اتخاذ نماید,  زیرا هرآنچه اکنون در دستور کار قرار گرفته , مجموعه تصمیماتی است که در هماهنگی کامل با  بیت وی اجرائی می گردد!!

وی در یک پیام ویدئویی از جمله به موضوع استفاء خود اشاره و می گوید : «من استعفا بدهم، رسما اعلام می‌کنم؛ استعفا نخواهم داد، خواهم ایستاد؛ می‌خواهند اختلاف درست کنند که رهبری یک چیزی می‌گوید و این‌ها یک چیز دیگر».

دراین راستا  نیز محمدباقر خرازی، دبیرکل تشکل حزب‌الله ، در شبکه‌های اجتماعی  از « 28 » بار استعفاء و یا تهدید به استعفاء از سوی پزشکیان پرده برداشته است. بدین سان مشخص می شود که موضوع بسیار ریشه ای و بحران پگونه بدرن نظام سرازیر گردیده و به مانند زهر هلاهل در حال عمل می باشد.

بدین سان مشاهده می شود که شورای امنیت ملی از یک سو , باند هایی مانند پایداری , دولت ,  مجلسیان و نمایندگان قلابی و یا مجلس خبرگان چگونه بر سر « مذاکره » و یا « ادامه » جنگ بر سر و کول یکدیگر می زنند.

بهرحال شقه در درون نظام اکنون به واقعیتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده و نشان از وجود بلبشو برای تصمیم گیری برسر مهمترین بحران پس از جنگ ضد میهنی ایران و عراق را دارد. این واقعیت به یقین ریشه در بی بضاعتی مجتبی خامنه ای , (در صورت زنده بودن ) را نیز دارد. لذا از داده های درون حکومت  می توان این نتیجه منطقی را گرفت که وی اکنون ناتوان از مهار اوضاع بوده , بطوریکه هر باندی بی توجه به فریاد های « اتحاد, همدلی و همسوئی» , ساز خود را می نوازد.

آنچه که مسلم است صدور چنین  بیانیه ای آنهم در سایه دور دیگری از «مذاکرات» به یقین بدون مجوز « بیت خامنه ای » و« فرماندهان سپاه » که اکنون همه کاره حکومت در صحنه می باشند , نبوده است.

گرچه پاره ای براین عقیده هستند که لحن و محتوی بکار رفته در این بیانیه  که تماما ادبیات خون و خون ریزی و جنگ افروزی دارد,  میتواند با هدف  روحیه دادن با هدف نیروهای زهوار درفته و ضربه خودر رژیم , بویژه بسیج و سپاه سرکوبگر و دوایر امنیتی و یا اعمال فشار بر طرف مقابل با هدف گرفتن امتیاز طی مذاکرات احتمالی صورت گرفته باشد , اما با نیم نگاهی به ادبیات بکار رفته  از سوی طرف های درگیر , شدت و حدت تهاجمات به یکدیگر و یا وجود انواع و اقسام تکذیبیه, قسم و آیه  , تماما مهر تائیدی بر واقعیت های پشت پرده می باشند.

خاطرمان هست که خامنه ای پدر برای راه اندازی مذاکرات با طرف های مقابل به مانند دوره حسن روحانی , سیاست جلو انداختن باند متمایل به اصلاح طلبان را دردستور کار قرار داد. وی بر این امید بود که پزشکیان بتواند با خرید وقت ,  نظر طرف های مقابل را جلب و النهایه به توافق دیگری برسر مسئله اتمی دست یابد , اما روند طی شده بخوبی نشان داد که غرب دیگر فریب دیکتاتوری را نمی خورد , بطوریکه نه تنها وضعیت به دو جنگ مهلک کشانده شد , بلکه موضوع دیگری بنام « تنگه هرمز» نیز به مجموعه مناقشات افزوده گردیده است.

نکته آخر آنکه دیکتاتوری مجتبی در سایه سپاه مردم کش پاسداران  به هیچ وجه خواستار پایان دادن به جنگ نیست , وی نه می تواند و نه می خواهد دست دوستی بسوی شخصی دراز نماید که پدر, همسر , فرزند  و بسیاری از سران بلند بالای سپاه و حاکمیت را « دود»  کرده است. هرگونه توافق احتمالی با عمان به مثابه همسایه و شریک ایران در تنگه هرمز , به یقین به معنای « توافق» و دست دوستی بسوی با ایالات متحده نمی باشد.

لذا هرگونه توافق احتمالی  با این دیکتاتوری به معنای دستیابی به « صلح پایدار» و آرامش در منطقه بحرانی خلیج فارس و خاورنزدیک نمی باشد.

تعیین و تکلیف این بحران تنها دو  راهکار دارد , یا طرف مقابل به « هژمونی » ولی فقیه در منطقه رضایت دهد و  بقول مجتبی از منطقه عقب نشینی نماید ومیدان را به دیکتاتوری تروریستی ولی فقیه واگذار نماید و  یا ولی فقیه به اعمال هژمونی از سوی طرف مقابل تن دهد.

به یقین تا این موضوع کلیدی حل و فصل نگردد و پاسخی برای آن یافت نشود , هر توافق احتمالی با همسایگان , حلال مشکلات نبوده و درب جنگ افروزی, بحران و تنش ها  , همچنان بر پایه فعلی خواهد چرخید.