تشدید تنش ها در دریای سرخ و یمن که صد البته سپاه پاسداران در پشت آن قراردارد, به یقین در حال اشباع شدن و رفتن بسوی تعیین و تکلیف نهایی می باشد.
یک دلیل برای این روند قابل پیش بینی نیز همان مقاومت نیروهای مخالف حوثی ها , ظرفیت های محدود تسلیحاتی این گروه دست نشانده رژیم آخوندی و رشد بی سابقه مخالفت های از سوی جامعه بین الملل بویژه کشورهای منطقه ای می باشد.
تشدید تنش های اخیر زمانی بوقوع پیوست که رژیم آخوندی عامدانه و با نقض آتش بس که از سال 2022 میان عربستان و حوثی ها برقرار شده بود, اجازه پرواز و تحرکات نظامی برای ارسال مجدد سلاح و موشک از سوی سپاه پاسداران را فراهم نمود و بدین سان تلاش کرد تا دور جدیدی از جنگ افروزی را رقم بزنند.
علیه این روند نیز شاهد بودیم که عربستان سعودی و دولت قانونی یمن دست به تقابل زده و با هدف قراردادن فرودگاه صنعا , اولتیماتومی نظامی به حوثی ها دادند.
همچنین رژیم آخوندی با اهرم فشاری بنام حوثی ها در تلاش است تا موازنه قدرت را با اهرم تنگه باب المندب برهم بزند. باز پس گیری بخش های بزرگی از تنگه توسط نیروهای دولت قانونی یمن به کمک عربستان سعودی و ائتلاف مکه ( با همکاری پاکستان و ترکیه) , اکنون تا حدود زیادی محاسبات کینگ مجتبی را برهم زده , بطوریکه جریان انرژی قطع که رژیم آخوندی برای آن محاسبات سنگینی کرده بود , عملا با شکست روبرو شده است.
پیچیدگی های استراتژیک در منطقه بحرانی خاورمیانه و خیز ولایت فقیه برای ایجاد تعادل نظامی پس ازدریافت ضربات سنگین در جنگ 12 و 40 روزه به یقین نقش مهمی برای رشد این روند داشته است.
بروز دوباره این جنگ که به کشته شدن هزاران شهروند غیرنظامی و یا موشک باران پاره ای از شهرها , بنادر و یا فرودگاه ها راه برده , یکی از مهم ترین اهرم ها بعنوان برای راه اندازی « جبهه ثانوی» به موازات تنگه هرمز و خیلج فارس می باشد.
بدین سان دیکتاتوری ولی فقیه با تشدید حملات نظامی و فعال نمودن جبهه دیگری بنام یمن , تمرکز خود را بر زیر ساخت های نفتی , مراسلاتی , بنادردر دردریای سرخ وتولید فشارهای اقتصادی متمرکز کرده و امید دارد که از این طریق از طرف های مقابل امتیاز بگیرد.
این راهکار نیز نه تنها توجهات را از تنگه هرمز دور میکند , بلکه به رژیم آخوندی فرصت بازسازی برای ماشین جنگی , ادامه ساخت سلاح اتمی و ترمیم روحیه نیورهای زهوار دررفته نظام اعطاء می نماید.
کارشناسان مسائل منطقه براین باور هستند که تداوم این وضعیت در بلندمدت امکانپذیر نبوده و این وضعیت بحرانی در حال نزدیک شدن به نقطه « اشباع » می باشد, بطوریکه امکان گسترش جنگ عملا می تواند کل منطقه خاورمیانه را با خطر رشد بنیادگرایی از سوی دیکتاتوری ولی فقیه روبرو سازد.
درسایه این روند نیز باید به سوء استفاده رژیم آخوندی از نزدیک بودن انتخبات میان دوره ای در آمریکا و اسرائیل اشاره نمود. لذا آخوند ها تلاش دارند تا در سایه این وضعیت و تا آنجاکه امکان پذیر است , دست به گسترش « زمین , دریا و نفوذ» خود در این منطقه از خاورمیانه بزنند.
اما از آنجائیکه انتخابات میان دوره ای در آمریکا تا چند هفته دیگر تعیین و تکلیف خواهد شد , پیش بینی ها برآن است که در فردای آن , چرخش جدی در رابطه با رژیم بوقوع خواهد پیوست. همچنین کشورهای درگیر در منطقه نیز نمی توانند تا ابد در وضعیت دفاعی بسر ببرند و النهایه یا باید به حوثی ها امتیاز داده و عملا راه را برای رژیم آخوندی در دریای سرخ باز نمایند و یا پاسخی نظامی به حوثی ها بدهند.
آنچه که قابل تعمق است , همان عدم « تمایل مقطعی» از سوی ایالات متحده برای ورود به یک جنگ جدید تا انتخابات پیش رو می باشد که عملا میدان را برای جنگ افروزی های خامنه ای باز نموده است.
مضافا براین نکات نیز باید به ظرفیت های تسلیحاتی برای حوثی ها اشاره شود. به یقین دو فاکتور مهم یعنی « دلار و سلاح » برای ادامه جنگ در این کشور مصیبت زده حائز اهمیت می باشند.
حملات روزانه به زیر ساخت های موشکی , پهپادی و تسلیحاتی حوثی ها اکنون توان ادامه جنگ برای آنان را در طولانی مدت بشدت زیر سوال برده است.
لذا در یک ارزیابی باید گفت که این وضعیت فرسایشی بنفع رژیم آخوندی و بازوی دست نشانده وی در یمن نیست و به یقین طی هفته های آینده , باید تعیین و تکلیف شود.
بدین سان درصورتیکه آمریکا و متحدین آن در منطقه به این نقطه برسند که « امنیت و ثبات » منطقه در خطر بسر می برد و شریان های انرژی جهانی در حال ضربه خوردن های مداوم می باشند , به یقین استراتژی خود را زود تر از انتخابات میان دوره ای تغییر داده و با بکار گیری نیروی هوایی , کمک های لجستیک و مستشاری وارد میدان خواهند شد.
همچنین در یک جمعبندی اجمالی باید تاکید کرد که دیکتاتوری ولی فقیه با این استرتژی بسیار پر خطر در « تله » خود ساخته افتاده و اکنون بر لبه تیغ حرکت می کند . کینگ مجتبی بخوبی می داند که این روند و تشدید تنش ها در طولانی بودن قابل دوام نیست.
هراس دیکتاتوری خامنه ای با تشدید تنش های اخیر , جلوگیری در ضربات احتمالی و راه افتادن جنگی دیگر علیه زیر ساخت های نظامی خود در ایران می باشد. فریاد و تهدید های روزانه از سوی پاسدار رضائی و عربده کشی های فرمانده سپاه را باید تماما در این چارچوب و سوت زدن حکومت در تاریکی ارزیابی نمود.
