یکی از ویژگیهای چشمگیر خیزش خونین دی ماه، واکنش بازماندگان شهروندان جانباخته در برابر حکومت است. آیینهای سوگواری بر مزار شهیدان، گویه های پدران و مادران داغدارِ فرزندان آفتاب و باد، همراهی انبوه مردم از جوان و پیر با خانواده ها، کف زدن همراه با خشم، جشنهای عروسی نمادین و… همگی از انباشت نفرتی اجتماعی حکایت دارد که در برابر حکومت شکل گرفته است. حکومت با سرکوب خونین معترضان، بذر این خشم را کاشت.
شکل سوگواری که در چهلم شهیدان مشاهده می شود، کنش هدفمند و آگاهانه از تقابل با حاکمیت است. شهروندانی که با تک تیرهای مزدوران خامنه ای جان باختند، از سوی مردم و خانواده های شان «هدیه به میهن» در مسیر آزادی و سربلندی ایران نام گرفته اند. مردمی که همراه با شعار «مرگ بر دیکتاتور» در مزار شهیدان می رقصند، به خامنه ای یادآوری می کنند که پیروز نشده و جنبش ادامه دارد.
چند نمونه از خشم زنان و مردان در مزار شهیدان:
پدر ابوالفضل میز آییز: «قلمت بشکند روزگار اگر ننویسی چه بر ما گذشت.»
پدر مهدی پورکرمی جلالی: «پسرم به دموکراسی باور داشت و با تمامیت خواهی مخالف بود. اغتشاشگر آن کسی است که اختلاس می کند و در امنیت کامل زندگی اش را می کند. من افتخار کردم که پسرم برای دموکراسی رفت.»
مادر یوسف بخشی: «سرم بلند، تاج انسانیت بر سر خودم و فرزندم است.»
مادر نهایت رحیمی: «این راه پر رهرو است و ادامه دارد.»
خواهر علی رضا امانی: «به نام وطن، به نام ایران، به نام آزادی و به نام خون جوانانی که بر خاک افتادند تا ما بایستیم… ما را به خاک نشاندید… اما خاک وطن ماست و از دل وطن دوباره پر میکشیم.»
پدر بزرگ رها بهلولی: «رها همان ماهی کوچولوی صمد بهرنگیست که از حوضچه و جویبار کوچک فیروزآباد، مسیر سخت و سنگلاخی را طی کرد و به دریای بیکران تهران و دانشگاه تهران رسید.»
دانشجویان دانشگاه تهران با شعارهایی مانند : مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر / نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری / مرگ بر خامنه ای/ زن زندگی آزادی / قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان و… ضمن مرزبندی با هر نوع دیکتاتوری، بار دیگر نقش پیشتازی خود را در جنبش ضد دیکتاتوری به نمایش گذاشتند.
آن چه در مزار شهیدان و در دانشگاههای کشور در روز شنبه ۲ و یکشنبه ۳ اسفند جریان داشت بیان تداوم جنبش برای سرنگونی نظام است.
جنگ خبر
