وحشت در ایران؛ چرا اکونومیست از سرنگونی حکومت خامنه ای مینویسد؟
هفتهنامه معتبر «اکونومیست» در تازهترین شماره خود، ایران را با تیتر معنادار «وحشت در ایران» به روی جلد برده است. این انتخاب، تنها یک تیتر رسانهای نیست. این عنوان، توصیفی فشرده از وضعیت حاکمیتی است که برای بقا، به خشونت افسارگسیخته متوسل شده است. وحشت در حکومت ایران تصویری است که اکنون در رسانههای جهانی از حکومت خامنه ای نقش بسته است.
اکونومیست در گزارش ویژه خود، با انتشار تصویری تکاندهنده از اجساد کشتهشدگان در پزشکی قانونی تهران در کهریزک، همزمان تصویر علی خامنه ای را بر جلد قرار داده است. این ترکیب تصویری، پیامی روشن دارد. خشونت دولتی در ایران، نه یک خطای موردی، بلکه سیاستی سازمانیافته از رأس هرم قدرت است. «وحشت در ایران» به روایت اکونومیست، محصول همین سیاست است.
گزارش اکونومیست:وحشت در ایران و روایت سرکوب سیستماتیک
در متن گزارش، اکونومیست به موج گسترده سرکوب اعتراضات مردمی میپردازد. این هفتهنامه مینویسد که حکومت ایران در برابر نارضایتی اجتماعی، هیچ ابزار اقناعی ندارد. پاسخ حاکمیت، تنها گلوله، بازداشت، شکنجه و کشتار بوده است. «وحشت در ایران» نتیجه مستقیم این بنبست سیاسی است.
بر اساس این گزارش، بازداشتهای گسترده، انتقال معترضان به بازداشتگاههای مخوف و تحویل پیکر جانباختگان به خانوادهها، بخشی از واقعیت روزمره ایران شده است. اکونومیست تأکید میکند که این سطح از خشونت، نشانه اقتدار نیست. برعکس، نشانه ضعف و ترس ساختاری حکومت خامنه ای است.
کهریزک؛ نماد «وحشت در ایران»
اشاره مستقیم اکونومیست به کهریزک، بار معنایی ویژهای دارد. کهریزک سالها است به نماد شکنجه، مرگ و بیقانونی تبدیل شده است. انتشار تصویر اجساد در پزشکی قانونی این مرکز، نشان میدهد که سرکوب در ایران به مرحلهای رسیده که حتی پنهانکاری نیز کارکرد خود را از دست داده است. «وحشت در ایران» دیگر پشت دیوارهای زندان نمیماند.
این هفته نامه معتبر مینویسد که حکومت ایران هیچ تلاشی برای پاسخگویی انجام نمیدهد. نه تحقیق مستقلی شکل میگیرد و نه عاملان کشتار مورد بازخواست قرار میگیرند. این چرخه مصونیت، به بازتولید خشونت دامن زده است. در چنین شرایطی، وحشت به وضعیت دائمی تبدیل شده است.
بحران مشروعیت و آیندهای پرخطر
در بخش تحلیلی گزارش، اکونومیست به بحران عمیق مشروعیت در حکومت ایران اشاره میکند. این هفتهنامه تصریح میکند که حکومت ایران هیچ اتکایی به جامعه ندارد. حکومت، پیوند خود را با مردم از دست داده است. آنچه باقی مانده، حاکمیتی است که تنها با زور سر پا مانده است. «وحشت در ایران» نتیجه همین گسست تاریخی است.
این رسانه معتبر هشدار میدهد که روزهای پیشرو برای ایران، پر از عدم قطعیت و خطر است. استمرار سرکوب، نهتنها اعتراضات را خاموش نمیکند، بلکه شکاف میان حکومت و جامعه را عمیقتر میسازد. از نگاه این نشریه، این مسیر میتواند به سرنگونی حکومت منجر شود. «وحشت در ایران» نشانهای از ورود حکومت به مرحله پایانی بحران است.
آنچه اکونومیست با تیتر «وحشت در ایران» به تصویر کشیده، تأیید همان واقعیتی است که مردم ایران سالها با آن زندگی کردهاند. حکومتی که تنها زبانش خشونت است، محکوم به سرنگونی است. سرکوب، نشانه قدرت نیست. سرکوب، فریاد ترس است. «وحشت در ایران» نه روایت دشمنان حکومت، بلکه اعتراف رسانهای معتبر از بنبست کامل حکومت ایران است.
