وقتی جنایت سازمانیافته چنین عریان میشود —با باتوم، گلوله، بازداشت، اعتراف گیری و تهدید خانوادهها— مشروعیت رژیم چنان فرو می ریزد که حتی دروغ هم دیگر خریدار ندارد.
نمایش پیکرهای هزاران نفر در کیسههای سیاه، اعتراف به کشتار جمعی در خیابان و نمایش ابزار جنگی همراه با مزدوران بسیجی و لمپنهای لباس شخصی، از یک «واکنش امنیتی» فراتر رفته و نظم غیر طبیعی یک حاکمیت در حال فروپاشی را نشان میدهد.
جنبش انقلابی دی ماه و پس زمینههای آن، جدایی کامل جامعه از حاکمیت و همه دار و دستههایش را تأیید کرده است. اکنون که ماشین سرکوب با شتاب کار میکند، مزدوران قلم بِمُزد حکومت تا مفتخوران و همه کسانی که نافشان به رژیم بند است، برای شستن خونهای ریخته شده به هر ریسمانی متوسل می شوند.
عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع، سالار ولایتمدار، مدعی شده است که: «حقوق شهروندی خانواده کسی که محارب است هم باید رعایت شود؛ خونخواه عزیزان از دست رفته هستیم.» (ایلنا، ۶ بهمن) این گفته در حالی است که جنایتکاران حکومتی، پول گلولهها را از خانوادهها در برابر دادن پیکر قربانیان طلب کرده اند. دست درازی به اموال زندانیان و خانوادهها سابقه دارد (ایلنا، ۶ بهمن).
کیهان شریعتمداری، بنگاه نظری ولی فقیه، نگران است که مبادا عدهای آزاد شوند. قلم بِمُزد این روزنامه نوشته است: «زمزمههایی برای عفو برخی از اغتشاشگران اخیر، که اسلحه در دست نداشتند؛ مبادا عفوشان کنید… برخی سلبریتیها و صاحبین کافه ها، بدون حضور در صحنه، جوانان و نوجوانان را دعوت و تهییج به اعتراض خیابانی کردند و فلذا همه این حامیان و آتش افروزان، در خسارتهای جانی و مالی این دعوت به آتش سوزی سهیم هستند.»
جمهوری اسلامی تنها با مدیریت وحشت حکومت می کند. اما تاریخ نشان داده است که هیچ نظامی با ایجاد ترس، آینده نخریده است.
تجربه خیزشهای ۴۶ ساله می گوید: سرکوب می تواند خیابان را برای مدتی خاموش کند، اما شکاف میان حکومت و جامعه را پر نمیکند.
قدرتی که چنین عریان سرکوب میکند، از پیش باخته است. نوع سرکوب نشان داد که حکومت ترسیده است: ترس از خیابانی که دیگر فریب نمیخورد، ترس از نسلی که وعده را نمیخرد، ترس از زنانی که سکوت را ترک کرده اند، و ترس از نیروهای کار و کارگرانی که فهمیدهاند فقر، تصادف نیست، بلکه حاصل چپاولگری حکومت فاسد است.
خشونت و سرکوب شاید مدتی سکوت را تحمیل کند، اما اطاعت نمی سازد. میتواند بدنها را زخمی کند، سرها را بر دار بکشد، اما حقیقت را نه. دیکتاتوری ولایت فقیه نه آینده دارد و نه حق ماندن.
جنگ خبر
