مهرداد هرسینی: باز شدن شکاف در راس نظام

 

طی روزهای اخیر شاهد اوجگیری جنگ قدرت در میان باند ها در نظام آخوندی هستیم.
سکوت  و مخفی شدن خامنه ای و عدم ورود عامدانه وی به این میدان برای نهیب زدن به موج جدید , به یقین مهر تائیدی بر باز شدن شکاف در راس نظام و در گوشه رینگ قرار گرفتن شخص ولی فقیه می باشد.

یک دلیل برای این واقعیت نیز همان مجموعه شکست های خامنه ای در زمینه سیاست های راهبردی  مانند اتمی , موشکی , منطقه ای , جنگ افروزی , تروریستی ,  بویژه از فردای شکست در جنگ 12 روزه و ریختن هیمنه ولایت در ایران و کل منطقه بحرانی خاور نزدیک می باشد.

ابعاد این بحران اکنون بحدی است که نه تنها افرادی مانند شیخ حسن روحانی و یا  آخوند کروبی زبان به اعتراض و زدن زیرآب سیاست های ولی فقیه گشوده اند , بلکه  برای نمونه شاهد رشد بی سابقه مجموعه حملات علیه نفر دوم نظام , مسعود پزشکیان می باشیم.

بدین سان باندهای بجان هم افتاده در هراس از تبعات امنیتی و بدون نام بردن ازشخص خامنه ای , تلاش دارند تا رئیس جمهور دست نشانده وی را « مسئول اصلی » برای تمامی شکست ها قلمداد نمایند. بقول معروف « به درب می گویند که دیوار بشنود» 

اما پزشکیان که قرار بود تا نقش محلل و ناجی برای رژیم پابگور آخوندی را ایفا نماید , اکنون بدلیل زنجیره ای از شکست ها بویژه در زمینه مدیریت کلان برای ساده ترین نیازهای جامعه, نه تنها خود به « سیبل » حملات تبدیل گردیده , بلکه بدلیل ناتوانی زیر ضرب بخش بزرگی از حاکمیت نیز قرار گرفته است.

مضافا براین نکات نیز فربه بودن دولت چهاردهم به موازات دیدگاه های شکست خورده این باند که همواره با سس « مقام معظم رهبری» تلاش می کند خود را « مطیع و فرمانبر » ولی فقیه نشان دهد , هرگونه میدان برای ادامه مسئولیت ها برای  وی را محدود کرده است.

براین اساس شاهد هستیم که در الیگارشی آخوندی , علاوه بر مجموعه بحران های لاعلاج سیاسی , دیپلماتیک , اقتصادی , فرهنگی , عقیدتی و اجتماعی , ابر بحران دیگری نیز  بنام « سوء مدیریت » در قوه اجرایی  به این مجموعه اضافه شده است.

بدین سان ترجیح بند سخنان وی برای فرار از قبول مسئولیت همواره بر دو محور استوار گردیده است. نخست ارجاع راه حل ها به « رهنمود های مقام معظم رهبری »  و دیگر« بی برنامگی و بلبشو در دولت ».

سخن از عدم ارائه راهکار برای بدیهی ترین نیازهای جامعه مانند تامین « آب , نان ,برق , دارو , بنزین ,  درمان , آموزش , خدمات و زیرساخت ها, پول ملی »  یا مبارزه با « فساد ساختاری  » می باشد که اکنون کشور را به ویرانه ای تبدیل و به تبع آن به بروز فاجعه انسانی در ایران راه برده است.

کافی است تا در این زمینه نیم نگاهی به منظر شهرها و مناطق ضربه خورده, سقوط اقتصادی و مالی  و یا رشد اعتراضات بحق از سوی گسل های اجتماعی انداخت تا بدین سان به عمق فاجعه ای که دولت بی کفایت چهاردهم برای کشور رقم زده , رسید. بکارگیری واژه هایی مانند « ناترازی» و ورود آن به ادبیات حکومتی , ترجمان همان شکست و بن بست در تمامی زمینه ها می باشد.

درچنین وضعیتی اکنون موج حملات علیه وی روبه گسترش می باشد.
طرح « استیضاح  پزشکیان» که اکنون زمزمه های آن در دالان مجلس حکومتی شنیده می شود, دیگر بر هیچ ناظری پوشیده نیست.

روزنامه حکومتی اطلاعات در مطلبی ضمن اعتراف به این روند شتابان در درون حکومت , از جمله نوشته است : « ناگهان برخی خواستار طرح عدم کفایت سیاسی و تکرار سرنوشت اولین رئیس‌جمهور ایران در ۴۴سال قبل برای رئیس‌جمهور فعلی شده‌اند. مگر حذف اولین رئیس جمهوری کم‌هزینه بود؟ ».

ابعاد بحران بحدی است که باند مقابل در راس آنها « سعید جلیلی» با پدر معنوی خود آخوند میرباقری, آتش بیار معرکه و دامن زدن به بی کفایتی پزشکیان می باشند. هدف اصلی باند میرباقری نه تنها رئیس جمهوری نظام , بلکه گرفتن بالاترین اهرم قدرت در فردای مرگ خامنه ای نیز می باشد. 

بحران بحدی است که اکنون فراکسیون دیگری در مجلس نیز به این جنگ قدرت پیوسته است. شاخص برای این باند , آخوند حمید رسائی است که برای نخستین بار در صحن علنی  نه تنها خواستار استیضاح پزشکیان گردید, بلکه فراتر از آن وی را « خائن » نیز نامیده است.

وی درتوئیتی بصراحت  می گوید : « می‌گویند پزشکیان مثل بنی‌صدر که خائن نیست.

می‌گویم بله ولی به وظایفش جاهل است و توانش به اندازه این جایگاه نیست و سوگمندانه، نتیجه رفتار و تصمیمات جاهل و خائن هم یک چیز است: خسارت! ای کاش خودش پیش قدم شود ولی اگر نشد ما هم خودمان را گول نزنیم».

در یک جمعبندی اجمالی باید تاکید نمود که بن بست حکومت برای خروج از مجموعه ابر بحران ها اکنون بدرون حاکمیت سرازیر گردیده است. شکاف در راس نظام و رشد اعتراضات بحق مردم در سایه وجود بحران انقلابی در ایران و به همراه عمق تنفر اجتماعی از کلیت نظام , به یقین بهترین ادله برای سرنگونی این دیکتاتوری مذهبی می باشد.