نخست وزیری رضا خان با فشار انگلیس
پس از سقوط قوام حال نوبت به مشیرالدوله رسید تا بخت خود را در رژیم کودتا به آزمایش بگذارد.
وی در بهار 1302 فرمان نخست وزیری را از شاه دریافت نمود ولی رضا خان همچنان بعنوان یک رئیس دولت سایه در کشور عمل میکرد.
مشیرالدوله آخرین نخست وزیری است که رضا خان در کابینه او همچنان پست وزارت جنگ را دارد.
وی در راستای اختیاراتش , از مشیرالدوله می خواهد تا با رفتن ولیعهد به آذربایجان مخالفت کند. بدین ترتیب او توانست از حرکت بعدی شاه برای استحکام قدرت خود جلوگیری بعمل آورد.
قوام پس از چندی بدستور رضاخان به جرم « توطئعه علیه سردار سپه » بازداشت میشود و با تهدید و ارعاب , مشیرالدوله نیز در همان سال استعفا می دهد.
همچنین با فشار انگلیس , احمد شاه قبل از سفر خود به اروپا به نخست وزیری رضاخان تن داده و در 16 آبان 13402 متن زیر را منتشر می نماید:
«چون برای خدمت مهم ریاست وزرا وجود یکنفر شخصی کافی لایقی لازم بود , لهذا جناب اشرف سردار سپه را که کمال مرحمت و اعتقاد و اطمینان را به ایشان داریم , به ریاست وزرایی منصوب و برقرار فرمودیم که مشغول انجام این خدمت مهم باشند. شاه »
رضا خان با این گزینش که برخلاف رای نمایندگان مجلس بود, نخست قدرت خود را در نیروهای انتظامی تحکیم بخشید و سپس لایحه « تغییر رژیم سلطنتی به جمهوری» را به مجلس آورد.
در بیرون نیز روزنامه های طرفدار وی مانند « شفق , میهن , کوشش و ستاره ایران » دست به تبلیغات گسترده در این راستا زدند و سیل تلگرام ها ی قلابی به نفع وی از سراسر کشور جاری گردید.
یرای پیشبرد این سناریو نیز احزابی مانند « حزب جمهوری» و یا « حزب جمهوری خواهان » به یکباره شکل گرفتند.
همچنین در مجلس نیز لایحه ای تصویب گردید که در پی انتخابات قلابی مجلس پنجم تهیه و تنظیم شده بود و رضا خان قصد داشت تا با ترکیب مجلس یکدست , اهداف خود را بکرسی بنشاند.
طرح لایحه در مجلس به اختلاف مرحوم مدرس و رضا خان دامن زد تا جائیکه روند تحولات حتی به تظاهرات اوباش رضا خان علیه مدرس در بیرون از مجلس و طرح ترور وی نیز کشیده شد.
عده ای اوباش رضا خان در بیرون از مجلس تجمع کردند و شعار « مرگ بر مدرس , زنده باد سردار سپه » سر دادند. در این میان مدرس که از جریان مطلع شده بود , به بیرون مجلس رفت و خطاب به اوباش رضا خان گفت : « چرا فریاد میزنید , مرگ بر مدرس !! من اگر جای شما بودم, فریاد می زدم زنده باد مدرس. چون اگر مدرس نباشد , آنوقت چه کسی به شما ها پول می دهد تا فریاد مرگ بر مدرس سر دهید».
رضا خان که از این پاسخ مدرس خشمگین شده بود , هراسان به سوی وی شتافت و می خواست مدرس را از بالکن مجلس به پائین پرتاب کند که با دخالت تیموتاش از این کار منهع گردید.
وی زمانیکه مقاومت نمایندگان را پر زور دید , سرانجام لایحه جمهوری را در فروردین 1303 پس گرفت و در اطلاعیه ای گفت :
«…. بالاخره چنین مقتضی دانستیم که به عموم ناس توصیه نمائیم عنوان جمهوری را موقوف و در عوض تمام سعی و هم خود را مصروف سازند که موانع اصلاحات و ترقیات مملکت را از پیش برداشته و در منظور مقدس تحکیم اساس دیانت و استقلال مملکت و حکومت ملی با من معاضدت و مساعدت نمایند. این است که به تمام وطن خواهان و عاشقان آن منظور مقدس نصیحت می کنم که از تقاضای جمهوریت صرفنظر نموده….. رئیس الوزرا و فرمانده کل قوا – رضا».
ادامه دارد
