پس از هفته ها ضد و نقیض گویی های عامدانه , سرانجام سیاست خارجی رژیم آخوندی برای مذاکرات رسما از سوی پاسدار عراقچی , وزیر خارجه و نیز کمال خرازی مشاور سیاست های راهبردی در بیت خامنه ای اعلام گردید.
به یقین دور جدید بازی از سوی دیکتاتوری ولی فقیه در سایه « مذاکرات غیر مستقیم » یکبار دیگر این واقعیت را به اثبات می رساند که رژیم آخوندی اصلا و ابدا خیال دست کشیدن از « ساخت بمب اتم » را در سر ندارد.
دراین راستا نیز پیشتر متذکر شده بودیم که خامنه ای در مختصات کنونی و بدلیل شکست های استراتژیک , راهکاری بجز رفتن بسوی میز مذاکره نخواهد داشت , اما نه « مذاکره مستقیم» , آنهم در چنین شرایطی.
اتخاذ این سیاست در حالی است که ایالات متحده بصراحت خواستار برپزاری « مذاکرات مستیم » گردیده است.
حال ولی فقیه درمانده با سپر بلانمودن چندین کشور وطرف تجاری از جمله « روسیه , امارات , عمان و اتحادیه اروپا » تلاش دارد تا بنوعی « چتر دفاعی » در سایه بظاهر قبول نمودن نفس « مذاکره » بدست یابد , اما تا جائیکه ممکن باشد از رفتن به پای هر میز مذاکره ای که طرف اصلی , یعنی ایالات متحده قرار گرفته باشد , پرهیز نماید.
به یقین سناریوی دوم یعنی راه اندازی مذاکره مستقیم , آنهم در سایه فشار حداکثری و تهدیدات فزاینده نظامی از سوی آمریکا با صف آرائی جنگی , به معنای شکست به توان دو برای حاکمیت خواهد بود , امری که صد البته اتاق های فکر رژیم بکرات بدان اعتراف کرده اند.
لذا بنظر می رسد که در سایه شتاب دادن به پروژه ساخت سلاح هسته ای , راهکار نخست یعنی جلوانداختن کشور های غیرو یا کمتر ذینفع به این بازی ,به مانند « کمک فنر » عمل کرده و مناسب ترین راهکار برای خرید وقت می باشد.
براین اساس ولی فقیه زهر خورده به اشتباه براین باور است که از طریق این سیاست بنوعی « چتر امنیتی» نیز دست خواهد یافت و تا حد امکان ازهرگونه تهاجم نظامی به سایت های اتمی و موشکی خود ممانعت بعمل خواهد آورد. این همان منطق برای وجود هر « مذاکره ای» می باشد که در عرف دیپلماتیک به تلطیف تخاصم کمک می رساند.
در سایه این سیاست نیز اکنون شاهد شتاب شدید در پروژه های اتمی رژیم می باشیم.
تازه ترین داده ها از سوی رافائل گروسی , مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر « کشف » مکان جدید آلوده به اورانیوم با غلظت بالا و یا وجود اورانیوم غنی شده برای ساخت « 7 بمب » , مهر تائیدی براین واقعیت می باشد.
همچنین طی روزهای اخیرنیز شاهد بروز حداقل دو رشته زلزله مشکوک با قدرت تقریبی 5 در مقیاس ریشتر , آنهم در منطقه « نطنز» بوده ایم , امری که می تواند ناشی از « انفجارهای زیر زمینی » صورت گرفته باشند.
اگر به این پازل , حجم گسترده اورانیوم غنی شده بالای 60 درصد که اکنون به سقف 300 کیلو گرم رسیده را اضافه کنیم , در آنصورت هیچ شکی باقی نخواهد اند که شعار « انرژی صلح آمیز » هسته ای به موازات « فتوای » قلابی خامنه ای , صرفا با هدف تبلیغات و گمراه نمودن طرف های خارجی صورت گرفته است .
دراین راستا نیز آزانس اعلام کرده است که تنها طی پروسه سه ماهه اخیر , حجم اورانیوم غنی شده 60 درصدی ایران به میزان « 92,5 کیلو گرم » رشد داشته است.
واقعیت دیگر آن است که خامنه ای بدلیل دریافت ضربات کمر شکن و بویژه سقوط عمود خیمه خود در سوریه و از دست دان نیروهای نیابتی , آخرین آن حوثی ها در یمن که اکنون زیر بمباران گسترده ارتش آمریکا قرار دارند, هیچ کارتی برای چک و چانه زدن , بغیر از « اتمی» را در دست ندارد.
این همان نکته کلیدی برای حاکمیت می باشد که چرا و به چه دلیل از ورود به هرگونه مذاکره مستقیم , تا زمانیکه به بمب اتم دست نیافته, خودداری می نماید.
سناریوی فوق نیز همان نمونه کپی برداری شده از « کره شمالی » بوده که النهایه به خروج رژیم از پیمان منع تولید و گسترش سلاح های اتمی یا همان « انی پی دی» راه خواهد برد.
براین اساس سیاست کنونی رژیم آخوندی براین پایه استوار گردیده که در شکاف موجود بطور شبانه روز و بی وقفه به اولین « آزمایش اتمی » دست یابد , اما در صورت عدم توفیق تا مهر ماه آینده , النهایه ریل عوض کرده و به مذاکرات مستقیم تن دهد. این همان شکافی است خامنه ای اکنون با ریل گذاری برای مذاکره غیر مستقیم سیاست میان بردی خود را تنظیم کرده است.
نکته آخر آنکه در سایه این بازی جدید , به یقین میدان و زمان برای رژیم آخوندی بسیار محدود می باشد , زیرا طرف های مقابل بویژه ایالات متحده اساسا خواستار « کش دادن » وقت از سوی خامنه ای نمی باشند. این کارت در دوره بایدن بجد سوخت و از بین رفت , لذا در صورتیکه خامنه ای عقب نشینی نکند , روند تحولات به مانند شمشیر « داموکلس» علیه سیاست های وی عمل خواهد کرد.