موسسه تک نفره گمان , تحت مسئولیت عمار ملکی , در گزارش سفارشی خود که از سوی رسانه های معلوم الحال استعماری و بویژه « حجت الاسلام » اینترنشال در بوق های تبلیغاتی دمیده گردید , براین باور است که رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع دارای بیشترین « محبوبیت » در ایران می باشد!!
براساس این نظر سنجی , آنهم در شرائط اختناق مطلق که « بهصورت آنلاین از 71216 نفر در استانهای مختلف ایران» صورت گرفته , گوئیا رضا پهلوی با « 31 درصد» در راس مخالفان رژیم آخوندی قرار دارد.
براین اساس 20 درصد از مردم ایران هنوز خواهان جمهوری نکبت بار آخوندی بوده و رهبر « معظم انقلاب» نیز همچنان در رده دوم این گزارش قرار دارد!!
این خلف جملات در حالی صورت می گیرد که بنابرداده های رئیس دولت چهاردهم در نظام آخوندی , تنها « 8 درصد» از جامعه در نمایش انتخابات سال گذشته برای پست ریاست جمهوری مشارکت داشته اند. همچنین پیشتر پاسدار قالیباف رئیس قوه مقننه در نمایش انتخابات رژیم , به وجود حکومت « 4 درصدی» اعتراف کرده بود.
اما نظر سنجی چیست ؟
نظرسنجی بر خلاف نظر سازی ؛ یک بررسی علمی و تحقیقاتی از افکار عمومی در یک جامعه و در خصوص یک موضوع خاص می باشد که عموما با هدف نشان دادن نظرات آن جامعه و گرفتن پاسخ برای مجموعه ای سوالات و ابهامات می باشد , تا بتوان از این طریق دست به تحلیل اصولی و نیز پیدا نمودن راهکارها برای وضعیت موجود زد.
گذشته از این واقعیات که اساسا در شرائط اختناق و بویژه در حالیکه فضای جنگی در کشور حاکم و تمامی رسانه های اجتماعی و غیر اجتماعی زیر تیغ سانسور و فیلترینگ قرار داشته, مخالفین و فعالان سیاسی , مدنی , فرهنگی و اجتماعی دسته دسته دستگیر و روانه زندان می گردند وبویژه چوبه های اعدام در ملاء عام نیز برپا و یا در شهرهای ایران بویژه تهران بزرگ عملا « حکومت نظامی » اعلام نشده , برقرار گردیده , چگونه و از کدامین طریق این نظر سنجی غیر علمی و غیر واقعی صورت گرفته , خود جای تعجب بسیار دارد.
به یقین زیر سوال رفتن این نظر سنجی با توجه به داده های این موسسه چندان مشکل بنظر نمی رسید , زیرا مؤسسه فوق در سایت خود شیوه های آمارگیری را اینگونه اعتراف کرده است : « نظرسنجیهای گمان با روش ایجاد زنجیرههای متعدد و متنوع نمونهگیری از طریق پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی و پیامرسانها (تلگرام، اینستاگرام، واتسآپ و توییتر) و همچنین با استفده از روش نمونه گیری تصادفی».
براین اساس میتوان به یقین اذعان نمود که عطف به جامعه 85 میلیونی ایران و بویژه با توجه به بافت متنوع فرهنگی , قومی , مذهبی و غیر مذهبی و نیز وجود ملیت های گوناگون و وجود یک مقاومت سراسری , این نظر سازی نه تنها غیر واقعی , بلکه تحریف شده و قابل تعمیم به کل کشور نمی باشد.
بدین سان متولی این نظر سازی و همکار اینترنشنال , یک « معذرت خواهی» بزرگ به مردم ایران بدلیل توهین به شعور و خواست جمعی ایرانیان بدهکار می باشد.
در یک جمعبندی اجمالی و با توجه به این داده ها , اکنون می توان انگشت اتهام را بر پوشالی بودن چنین « نظر سازی» هایی با هدف شانتاژ, جو سازی های پوپولیستی و هدف دار دراز نمود.
سخن از شیوه های رقم سازی در پایان عمر ننگین ولایت فقیه است که در شرائط بحرانی و درحالیکه جامعه اساسا چنگ در چنگ دیکتاتوری مذهبی می باشد , تنها یک هدف را و آن « آلترناتیو» سازی مجازی و بستن سد در مقابل هرگونه رادیکالیسم انقلابی برای سرنگونی نظام آخوندی دنبال می کند.