برگزاری نشستی در اسلو تحت نام « کنفرانس حقوق بشر در ایران » فرصتی گردیده تا بخشی از شرکت کنندگان از طیف راست افراطی و وابسته به استعمارخارجی , دست به عقده گشایی علیه نیروی پیشتاز جنبش , مجاهدین خلق بزنند.
به یقین این نحوه برگزاری و وجود چنین شیوه غیر دمکراتیک که سخن از وجود دستان پشت پرده برای چفت و بست نمودن « درب و تخته » تحت لوای « حقوق بشر در ایران »!! را دارد , یکبار دیگر نشان داد که این دسته از گروه های به اصطلاح اپوزیسیون , به چه میزان بدنبال خرید فرصت برای تکرار « شعر و شعاری های همیشگی» رژیم آخوندی بوده و تا کجا دستانشان برای هرگونه اتحاد و یا ارائه برنامه عمل مشخص علیه دیکتاتوری ولی فقیه خالی می باشد.
یک نمونه این حضرات شخصی است بنام « شاهین مدرس» که گوئیا هم « پژوهشگر» و هم « کارشناس مسائل بین الملل» است.
وی در سخنان خود ضمن بافتن « صغرا و کبرا» , سری به حیات خلوت ارتجاع حاکم زد و با آوردن انبوهی از « کد واژه های» دوایر امنیتی و اطلاعاتی رژیم و نیز یک موسسه معلوم الحال بنام « گمان» , می گوید : «گزینه دیگر که در سپهر سیاسی ایران داریم , خب مجاهدین خلق. خب مجاهدین در مجموع 0,9 درصد ( نه دهم درصد) طرفدار دارند. یعنی 1 درصد حتی نمی ریسه. »!!
وی در ادامه می افزاید : « مسئله این هست از اونجائی که رفتار فرقه ای ما در بینیشون می بینیم , اونجائی که رفتار دیکتاتوری و تمامیت خواهی می بینیم , آینده ای نمی تونن بهتر از جمهوری اسلامی رقم بزنن».
باید بواقع گفت , جل الخالق به این همه « هوش و ذکاوت» که به یقین قرض گرفته از بنگاه های اطلاعاتی و امنیتی آخوندی می باشد. من اگر جای شما بودم , حتما در مسابقه « هوش » شرکت و شغل « پیشگویی » را پیشه خود می نمودم !
اما گذشته از این نکته , جملات وی سخن از یک نظر سازی تصنعی از سوی یک موسسه ای معلوم الحال تحت مسئولیت عمار ملکی , دارد که پیشتر در یک گزارش سفارشی که از سوی رسانه های استعماری و بویژه « حجت الاسلام » اینترنشال در بوق های تبلیغاتی دمیده گردید , تلاش کرد تا این خلف را به خواننده « حقنه » نماید که گوئیا رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع با « 31 درصد» در راس مخالفان رژیم آخوندی قرار دارد.
براین اساس 20 درصد از مردم ایران هنوز خواهان جمهوری نکبت بار آخوندی بوده و رهبر « معظم انقلاب» نیز همچنان در رده دوم این گزارش قرار دارد!!
واقعا حکایت سلمانی های بیکار است. روایت است که سلمانی ها در مواقع بیکاری « سر , محاسن و صورت یکدیگر » را اصلاح می کنند.
دراین راستا نیز لازم به یادآوری است که نظرسنجی بر خلاف نظر سازی ؛ یک بررسی علمی و تحقیقاتی از افکار عمومی در یک جامعه و در خصوص یک موضوع خاص می باشد که عموما با هدف نشان دادن نظرات آن جامعه و گرفتن پاسخ برای مجموعه ای سوالات و ابهامات بوده , تا بتوان از این طریق دست به تحلیل اصولی و نیز پیدا نمودن راهکارها برای وضعیت موجود زد.
گذشته از این واقعیات که اساسا در شرائط اختناق کنونی و بویژه در حالیکه فضای کشور در شرائط « نه جنگ نه صلح » بسر می برد و تمامی رسانه های اجتماعی و غیر اجتماعی زیر تیغ سانسور و فیلترینگ قرار داشته, مخالفین و فعالان سیاسی , مدنی , فرهنگی و اجتماعی دسته دسته دستگیر و روانه زندان می گردند وبویژه چوبه های اعدام در ملاء عام برپا و یا در شهرهای ایران بویژه تهران بزرگ عملا « حکومت نظامی » اعلام نشده , برقرار گردیده , چگونه و از کدامین طریق این نظر سنجی غیر علمی و غیر واقعی صورت گرفته , خود جای سوال بسیار دارد.
این سوالی منطقی است که ابواب جمع اینگونه خزعبلات که تماما در چارچوب سیاست های رژیم آخوندی با هدف شیطان سازی علیه مجاهدین خلق عمل می کنند , باید به آن پاسخ دهند.
براین اساس میتوان به یقین اذعان نمود که عطف به جامعه 85 میلیونی ایران و بویژه با توجه به بافت متنوع فرهنگی , قومی , مذهبی و غیر مذهبی و نیز وجود ملیت های گوناگون و وجود یک مقاومت سراسری , این نظر سازی نه تنها غیر واقعی , بلکه تحریف شده و قابل تعمیم به کل کشور نمی باشد
بدین سان متولی این نظر سازی و همکار اینترنشنال , یک « معذرت خواهی» بزرگ به مردم ایران بدلیل توهین به شعور و خواست جمعی ایرانیان بدهکار می باشد.
در یک جمعبندی اجمالی و با توجه به این داده ها , اکنون می توان انگشت اتهام را برهدف دار بودن سخنان شاهین مدرس و « نظر سازی» های قلابی وی با هدف شانتاژ, جو سازی های پوپولیستی و هدف دار علیه مجاهدین, دراز نمود.
همچنین این رفیق و یار غار ارتجاع و استعمار باید پاسخ دهد که بواقع اگرمجاهدین پایگاه اجتماعی در ایران ندارند , و اگر بقول جنابعالی « یک درصدی » هستند , پس چرا دغدغه فکری و عملی بقایای شاه مخلوع و سرکار به مانند دوایر اطلاعاتی و امنیتی رژیم آخوندی , صرفا پرداختن به مجاهدین شده!!
سخن آخر آنکه , آدمی که در اوهام و خود شیفتگی بسر ببرد , بهتر از این نمی تواند تحلیلی های قلابی و صد من یک غاز ارائه نماید.
براستی بدنبال پایگاه اجتماعی مجاهدین هستید؟ در پاسخ , پایگاه اجتماعی مجاهدین در میان توده های بجان آمده , در گورستان های بی نام و نشان , در زندان های مملو از زندانیان سیاسی که اکنون حداقل 17 تن از آنان زیر حکم اعدام قرار دارند, در اشعار اعتراض گسل های اجتماعی , در رزم و پیوستن جوانان , زنان و مردانی که اکنون در کانون های شورشی , خواب را از سر خامنه ای و تمامی وابستگان به اجانب بریده اند, می باشد. نگاهی به میتینگ های بزرگ آنان با شرکت ده ها هزار ایرانی دردمند در بروکسل و یا واشنگتن بیندازید , تا شاید قدری شرم کنید.
در یک کلام , پایگاه اجتماعی مجاهدین را باید در مشارکت و حضور بخش بزرگی از جامعه برای امر سرنگونی دید که امثال سرکار نه تنها از آن بوئی نبرده اید , بلکه در همکاری آشکار با دیکتاتوری مذهبی تلاش دارید تا جنبش را به انحراف کشیده و در مقابل خواست ملی برای سرنگونی ,و برپایی یک جمهوری دمکراتیک , صف آرائی نمایئد.
