تورم افسارگسیخته، گویی آینهای تمامنما از بحران عمیق اقتصادی حکومت خامنهای شده است؛ بحرانی که ریشه در سیاستهای فاجعهبار بیت رهبری و سلطه نظامیگری سپاه پاسداران بر شریانهای حیاتی کشور دارد. از خطوط تولید کارخانهها تا سفرههای خالی مردم، موج گرانی با شتابی ویرانگر در حال بلعیدن امید و معیشت ایرانیان است.
بحران عمیق اقتصادی حکومت خامنهای ناشی از فساد ساختاری و سیاست های اقتصادی
این فاجعه، نه نتیجه عوامل مقطعی، بلکه ثمره دههها سوءمدیریت، فساد ساختاری و اولویتهای مخرب حکومت خامنهای است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران در خرداد ۱۴۰۴: «شاخص تورم تولیدکننده به عدد هولناک ۱۷۵۸رسیده است؛ رشدی ۴۴.۴ درصدی نسبت به سال گذشته و ۲.۴درصدی نسبت به ماه قبل».
این آمار تنها ارقام خشک نیستند، بلکه نتیجه مستقیم سیاستهای پرهزینه خامنهای و پروژههای بیثمر سپاه است که منابع کشور را به جای توسعه و رفاه عمومی، صرف ماجراجوییهای منطقهای و سرکوب داخلی میکنند.
در میان صنایع، تولید انواع آشامیدنی با رشد نقطهبهنقطه ۷۴درصدی در صدر افزایش قیمتها قرار دارد، نشانهای روشن از اینکه حتی ابتداییترین نیازهای مردم نیز از تیغ گرانی در امان نماندهاند.
در همین زمینه
ریشه این فاجعه کجاست؟
ریشه فاجعه یعنی بحران اقتصادی در سیاستهایی که منابع ملی را به جای سرمایهگذاری در توسعه و رفاه عمومی، صرف ماجراجوییهای منطقهای، پروژههای بیثمر نظامی و سرکوب داخلی کردهاند. اقتصاد ایران، اسیر چنگال نظامیگری سپاه و فساد نهادینهشدهای است که تحت لوای سیاستهای بیت خامنهای، شیره جان ملت را میمکد. اقتصاددانان هشدار میدهند که تورم تولیدکننده، زنگ خطری است که بهزودی به بازار مصرف سرریز خواهد شد.
این یعنی گرانیهای سرسامآور در مواد غذایی و کالاهای اساسی، کاهش بیشتر قدرت خرید و تنگتر شدن حلقه فقر بر گردن خانوارهای ایرانی. تا زمانی که اقتصاد کشور در سیطره ساختار فاسد و نظامیمحور کنونی باقی بماند، این چرخه معیوب نهتنها متوقف نخواهد شد، بلکه با هر بحران تازه، قلههای جدیدی از فلاکت را فتح خواهد کرد. تولیدکنندگان به ورطه رکود و تعطیلی کشیده میشوند، و مردم، زیر فشار هزینههای کمرشکن، هر روز بیش از پیش در تنگنا قرار میگیرند.
این میراث شوم سیاستهای ویرانگر خامنهای و سلطهگری اقتصادی سپاه است؛ میراثی که جز با تغییر بنیادین امیدی به بهبود آن نیست. این تغییر بنیادین بیتردید منبعث از خواستهها و مطالبات مردم به قیامها و خیزشهای مردمی منجر خواهد شد که البته نقش هدایت کننده آن برعهده آلترناتیو انقلابی و سازمان یافته میباشد که هم اکنون پیشتازی این نبرد برای آزادی و شکوفایی را برعهده دارد.
ایران آزادی
