خامنه‌ای و نمایش به گور سپاری دیکتاتور

پروژه دفن خامنه‌ای مدت‌ها است که مورد بحث سردمداران حکومتی است هرچند به اندازه شوره‌گزی ارزش چال کردن ندارد، اما سرکردگان حکومتی برای بهره برداری سیاسی و پنهان کردن شکست از دست دادن وزنه تعادل قوا دنبال راه اندازی سیرک پر زرق و برقی برای چال یک جلاد خونریز هستند که زمین از پذیرش این گونه افراد شرم دارد. در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحلیل‌ها و ادعاها در فضای مجازی منتشر شده که محور آن‌ها موضوعی با عنوان «پروژه دفن خامنه‌ای» است. این روایت‌ها تلاش می‌کنند تصویری سیاسی و رسانه‌ای از نحوه مدیریت احتمالی مراسم پس از کشته شدن ولی فقیه حکومت آخوندی ارائه دهند. در این چارچوب، دفن خامنه‌ای نه یک رخداد صرفاً آیینی، بلکه یک برنامه سازمان‌یافته تبلیغاتی توصیف می‌شود. هدف از پروژه دفن ِجنازه خامنه‌ای بعد از صد روز و همزمانی آن با محرم و عاشورای حسینی همه و همه برای مقابله با قیام است؛ به این وسیله می‌خواهند به مردم و جهان نشان بدهند که این حکومت هنوز؛ پایگاه ِاجتماعی خود را دارد و می‌تواند در برابر قیام و جنگ خارجی؛ «تاب‌آوری» داشته باشد.

سناریوی جابه‌جایی و نمایش عمومی در پروژه دفن خامنه‌ای

بر اساس این ادعاها، پروژه دفن خامنه‌ای شامل انتقال احتمالی جسد به شهرهایی مانند تهران، قم و حتی برخی شهرهای مذهبی عراق از جمله نجف و کربلا عنوان می‌شود. در ادامه این سناریو، تمرکز اصلی دفن خامنه‌ای بر انتقال نهایی به مشهد و همزمان‌سازی آن با ایام محرم و عاشورا مطرح شده است.

تأکید می‌شود که برای دفن خامنه‌ای تلاش می‌شود از فضای آیینی محرم برای تقویت بار احساسی و مذهبی مراسم استفاده کند. البته چنین طراحی‌های فریبکارانه می‌تواند در جهت پیوند دادن مناسک مذهبی با اهداف سیاسی به کار گرفته شود. در این روایت، دفن خامنه‌ای به عنوان ابزاری برای مدیریت احساسات عمومی مطرح می‌شودتا چهره خونریز و جنایتکار او بخصوص جنایت کشتار دیماه ۱۴۰۴ سفید سازی شود.

آمارسازی و تصویرسازی اجتماعی

بخش دیگری از این ادعاها به موضوع جمعیت تشییع‌کنندگان اختصاص دارد. گفته می‌شود که ارقام ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر برای نمایش گستردگی و سیرک مضحک حمایت اجتماعی مطرح خواهد شد. سرکردگان حکومتی قصد دارند این دروغ بزرگ را با انواع تبلیغات و شانتاژ و امکانات فیلمبرداری و…. تثبیت کنند و با مقایسه تشییح جنازه خمینی؛ نشان بدهند که خامنه ای در نزد ِمردم؛ از جایگاه ِبالاتر از خمینی برخوردار است و بعد مجتبی؛ به اصطلاح چنین حمایتی را پشتوانه؛ ولایت خودش بکند!!. نیتجه اینکه باید گفت،در این چارچوب، پروژه دفن خامنه‌ای به صحنه‌ای برای رقابت رسانه‌ای و تثبیت تصویر قدرت سیاسی تبدیل می‌شود.

منتقدان این سناریو معتقدند حتی در صورت اجرای چنین برنامه‌هایی، مسائل اصلی کشور حل نخواهد شد. از نگاه آنان، پروژه دفن خامنه‌ای نمی‌تواند بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد و تنها در سطح تبلیغات باقی می‌ماند.

در نهایت، دفن خامنه‌ای به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در فضای رسانه‌ای تبدیل شده که بیش از آنکه یک واقعیت اجرایی باشد، بازتابی از تقابل روایت‌های سیاسی و رسانه‌ای در شرایط حساس تلقی می‌شود. به عبارتی می‌توان نتیجه گرفت که این پروژه که با تمام امکانات حکومتی و هزینه هنگفت مالی؛ شکل می‌گیرد؛ یک حباب تبلیغاتی است که می‌ترکد و خاموش می‌شود و لاشه چرخانی خامنه ای؛ هیچ تضاد بنیادی از ‌رژیم و مشکلات معیشتی مردم و کلان بحران‌های رژیم و بحران ِآب و برق و گاز و جنگ و مذاکره و جنگ و دعواهای درونی نظام و … حل نمی‌کند و قیام سازمان‌یافته مردم ایران وارتش آزادی در کمین حکومت ضد بشری در انتظار است.

مجتی خامنه‌ای تصور می‌کند با لاشه گردانی پدرش می‌تواند برای خود اعتباری برای بقای بیشتر بخرد اما واقعیت این است که خود علی خامنه‌ای آنچنان مورد نفرت مردم ایران بود که جز خشم چیزی نصیب مجتبی درمانده نمی شود.

ایران آزادی