قیام سراوان – خامنه ای بازهم کودک کشت

در پی خیزش بزرگ مردم بجان آمده در سراوان که بلافاصله به شهرهای مجاور در استان سیستان و بلوچستان کشیده شد، اکنون شاهد سیل گزمگان و نیروهای سرکوبگر از سوی سپاه پاسداران به این بخش از میهن مان می باشیم.

صحنه ها و گزارشات منتشره در شبکه های اجتماعی سخن از ابعاد وحشیانه سرکوب، دستگیری و شلیک مستقیم به مردم بیدفاع و بی سلاح در بسیاری از مناطق این دو استان را دارند که به دنبال کار، نان و معیشت هستند.

بنابر داده های سازمان مجاهدین خلق، تا تنظیم این مطلب حداقل «۴۰ نفر» با شلیک مستقیم به سر و صورت به شهادت رسیده و بیش از ۱۰۰ نفر نیز زخمی شده اند که حال بسیاری از آنان بدلیل نبود امکانات درمانی، خون و بسته بودن عامدانه راه ها و جاده ها، وخیم گزارش شده است.

همچنین باید اشاره نمود که در میان شهدا چندین نوجوان و کودک به چشم می خورند، امری‌که سخن از ابعاد سبوعیت و جنایت از سوی خامنه ای را به اثبات می رساند.
قتل و کشتار زنان، نوجوانان و کودکان در پیشانی سیاه ولی فقیه به ثبت رسیده است. نمونتا این واقعیت را می توان در سرکوب خونین قیام مردم در دیماه ۹۶ و یا آبان ۹۸ با به شهادت رساندن شمار زیادی از کودکان و نوجوانان رویت نمود.

دیکتاتوری ولی فقیه همزمان با اوجگیری سرکوب خونین در شهرهای خاش، سرجنگل، سراوان، ایرانشهر و دزاپ دست به قطع شبکه های مخابراتی و اینترنت زده است و بدین سان تلاش دارد تا از رسیدن اخبار کشتار به بیرون ممانعت بعمل آورد.

بستن راه های ارتباطی به همراه ورود بالگردهای نظامی و استقرار نیروهای سپاه در بسیاری از شهرهای سیستان و بلوچستان مبین واقعیت دیگری بنام ابعاد وحشت و هراس رژیم از گسترش خیزش و قیام به دیگر مناطق کشور می باشد.

این وضعیت در حالی است که فرمانده جنایتکار انتظامی در سیستان و بلوچستان از وجود «آرامش» در تمامی شهرهای این خطه سخن به میان آورده است. اما اعتصاب گسترده بازاریان و کسبه در این دو استان که در حمایت از قیام مردم صورت گرفته، واقعیت های دیگری را به بیرون ساطع می نماید.

همچنین معاون امنیتی-انتظامی رژیم در استانداری سیستان و بلوچستان بطرز مسخره ای ادعا کرده که تیراندازی به مردم بجان آمده از سوی نیروهای مرزی پاکستان!! انجام گرفته است. این سخنان که مبین ترس رژیم از تبعات سرکوب و کشتار مردم می باشد در حالی بیان می شود که تصاویر و ویدئوهای مردمی در شبکه های اجتماعی، صحنه های شلیک به مردم را در داخل ایران و برای نمونه در پادگان سپاه و یا فرمانداری رژیم و پاسگاه نیروهای انتظامی به نمایش گذاشته اند.
 
به یقین نخستین درسی که از قیام مردم در سیستان و و بلوچستان می توان گرفت، همان آمادگی جامعه برای خیز نهایی و واژگون نمودن بساط ظلم ستم در میهن مان می باشد. خامنه ای به اشتباه باطل براین باور است که با سرکوب و کشتار مردم می تواند حاکمیت ننگین ولی فقیه را حفظ نماید، اما جوش و خروش مردمی و همبستگی مردم در دیگر شهرها از قیام سراوان، نمایانگر واقعیت دیگری در درون جامعه ملتهب ایران را به نمایش گذاشته است.

همبستگی ملی