معنای پیام مجتبی خامنهای پس از امضای تفاهمنامه
پیام مجتبی خامنهای که در ۲۸ خرداد و پس از امضای تفاهمنامه منتشر شد، حاوی چند پیام سیاسی مهم است که میتوان آنها را به شرح زیر جمعبندی کرد:
نخستین نکته، تأکید او بر استفاده از واژه «تفاهمنامه» است؛ واژهای که نازلترین سطح یک توافق سیاسی به شمار میرود. به این ترتیب تلاش شد پذیرش این توافق و «زهر خوردن» خود و نظام، کوچک و کماهمیت جلوه داده شود.
نکته دوم آن است که مجتبی خامنهای، مسعود پزشکیان را امضاکننده و مسئول پیامدهای سیاسی و اجتماعی این تفاهمنامه معرفی میکند. این در حالی است که مطابق قانون اساسی رژیم، تصمیمگیری درباره جنگ و صلح از مهمترین اختیارات ولیفقیه است و همه میدانند که بدون امضا و تأیید مجتبی، امضای تفاهمنامه توسط پزشکیان ممکن نبود. زاکانی، شهردار تهران نیز گفته بود که متن تفاهمنامه ۲۵ بار نزد مجتبی برده شد و او اصلاحات لازم را بر آن اعمال کرده بود.
در عین حال، مجتبی خامنهای تلاش میکند خود را مخالف این تفاهمنامه نشان دهد و چنین القا کند که ناچار به نوشیدن این «جام زهر» شده است. اما توضیح نمیدهد که چرا برخلاف میل و خواست خود، چنین تصمیمی را پذیرفته است. نویسنده این وضعیت را با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی خمینی مقایسه میکند؛ جایی که او نیز از «نوشیدن جام زهر» سخن گفت اما علت واقعی را بیان نکرد و بعدها مشخص شد که تهدید جدی و قریبالوقوع سرنگونی توسط ارتش آزادیبخش، عامل اصلی این تصمیم بوده است.
آیا مجتبی خامنهای توان عقب نشینی دارد؟
از سوی دیگر، برخلاف موضع پیشین پدرش، مجتبی خامنهای مذاکرات حضوری با آمریکا را پذیرفته است؛ اقدامی که از نگاه نویسنده نشان میدهد حفظ نظام، او را به پذیرش این تفاهمنامه وادار کرده است.
بر پایه این تحلیل، نخستین نتیجه آن است که مجتبی خامنهای، برخلاف تبلیغات رسمی، به دلیل هراس از قیام و سرنگونی ناچار به پذیرش این «جام زهر» شده است.
دوم آنکه او بهتر از هر کس دیگری از پیامدهای مذاکره و حرکت در مسیر توافق با آمریکا آگاه است. به همین دلیل نمیخواهد میدان سیاسی را در اختیار باند اصلاحات و جریان حامی معامله با آمریکا قرار دهد. از همین رو، در شرایطی که هنوز جوهر امضای تفاهمنامه خشک نشده، مرزبندی خود را با این جریان اعلام کرده است؛ زیرا به باور نویسنده، او میداند که ادامه این مسیر در نهایت چیزی از تاج و تخت ولایت باقی نخواهد گذاشت.
در همین ارتباط، مسعود رجوی، رهبر مقاومت، میگوید:
«در جنگ گرگها حرف مجتبي با اصلاحاتيها كه زير سرشان بلند شده، اين است كه پدر و زن و خواهر و دختر خواهر و شوهر خواهر من كشته نشدند كه شما جيبتان پر شود و سهم بيشتري از قدرت بخواهيد.»
سومین نتیجه آن است که مجتبی خامنهای «دجالبازی» ، کوشیده است خود را از مسئولیت مذاکره مستقیم با آمریکا و امضای این تفاهمنامه مبرا نشان دهد. او با طرح این ادعا که «من مخالف بودم»، تلاش کرده مسئولیت را متوجه دیگران کند. اما همین موضع، به اعتقاد نویسنده، به تشدید جنگ باندهای درونی رژیم انجامیده و دست جریان جلیلی، پایداری و دیگر مخالفان مذاکره را برای حمله به جناح مقابل باز کرده است. از این رو، این پیام آتش اختلافات داخلی رژیم را شعلهورتر کرده و مرحله تازهای از جنگ قدرت را آغاز کرده است.
بر همین اساس، جریانهای مخالف تفاهمنامه نیز با استناد به این موضع، مدعی شدهاند که «آقا مجتبی» مخالف مذاکرات است و مذاکرهکنندگان را ضد ولایتفقیه و سازشکار خواندهاند؛ تا جایی که حتی پزشکیان را به قتل تهدید کردهاند.
این تحولات تنها نخستین پیامدهای تفاهمنامه است. به باور او، با گذشت زمان روشن خواهد شد که این تفاهمنامه برای نظام، «جام زهر» بوده یا «جرعه حیات». همچنین مشخص خواهد شد که سود این توافق برای رژیم بیش از زیان آن بوده یا برعکس، و در نهایت اینکه آیا این تفاهمنامه موجب کند شدن روند قیام شده است یا به آن شتاب بیشتری بخشیده است.
ایران آزادی
