وضعیت درس، علوم، مدرسه و دانشگاه در حاکمیتهای دیکتاتوری، همواره مشروط به وضعیت سیاسیِ حاکمیت است. اعمال سیاست تمامیتخواه چنین حاکمیتهایی در حوزههای علوم و آموزش، علم را تحتالشعاع منافع حفظ نظام قرار میدهد. از اینرو دانشگاه که کانون علم و ترقی و آزادیخواهیست، زیر تیغ تیز سرکوب و کنترل و اعمال هژمونیِ حاکمیت واقع میشود.
گزارهی فوق از تجربهی مستقیم و عینی در دانشگاههای تحت نظام ولایت فقیه استخراج شده است. مضامین این گزاره را مطلبی از روزنامهی «شرق» بهشمارهی ۹ مهر ۱۴۰۵ با عنوان «زیست دانشجویی زیر فشار معیشتی و انضباطی»، «در گفتوگو با دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران» بازخورد داده است.
گزارش «شرق» از وضعیت «دانشگاه تهران در آغاز نیمسال جدید»، تصویری از دانشگاهی ارائه میدهد که بازگشایی آن «پس از هشت ماه تعطیلی، بیش از آنکه با مسائل آموزشی گره خورده باشد، با پروندههای انضباطی، ابهام در شیوه رسیدگی و نگرانی درباره حقوق دانشجویان» همراه شده است.
امیرمحمد مهدیزاده، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، در این گفتوگو بر «ضرورت بررسی دقیق پروندههای انضباطی و رعایت تشریفات حقوقی» تأکید میکند. به گفتهی او، «شماری از دانشجویان با اتهامهای مختلف به کمیتههای انضباطی احضار شدهاند و درباره نحوه ابلاغ احضاریهها، فاصله میان احضار و جلسه رسیدگی، دسترسی به پرونده و فرصت کافی برای دفاع، پرسشها و ابهامهایی وجود دارد».
مهدیزاده در بطن یک حاکمیت تمامیتخواه که دانشگاه و دانشجو را کابوس خود میداند، خوشخیالانه پیشنهاد «تشکیل کمیته حقیقتیاب با حضور نمایندگان دانشجویی» را مطرح میکند تا پیش از صدور مجازات، «ریشههای وقایع و درگیریهای اواخر سال گذشته[دیماه ۱۴۰۴]، چگونگی شکلگیری گزارشها و نقش عوامل بیرون از دانشگاه بررسی شود».
این نگرانی هنگامی جدیتر میشود که مجازاتهای سنگین، از جمله اخراج، در همان مراحل اولیه رسیدگی مطرح باشند. در گزارش «شرق» از قول دبیر سیاسی انجمن اسلامی آمده است که «در برخی موارد، فاصله میان احضار و جلسه کمیته آنقدر کوتاه بوده که دانشجو فرصت کافی برای مطالعه پرونده و آمادهکردن دفاعیات خود نداشته است».
کل این اظهارات، موضع یک فعال دانشجویی است، نه نتیجهی یک داوریِ مستقل از حاکمیت و نمایندگانش در دانشگاه درباره تکتک پروندهها.
فشار بر دانشجو در ایران آخوندزده، فقط در حوزهی انضباطی خلاصه نمیشود؛ زیست دانشجویی با مجموعهای از مسائل اقتصادی گره خورده است: هزینهی مسکن، رفتوآمد، تغذیه و سایر مخارج زندگی. گزارش «شرق» تأکید میکند که «سیاستهای رفاهی دانشگاه باید متناسب با شرایط واقعی زندگی دانشجویان طراحی شود؛ حفظ و توسعه خوابگاهها، حمایتهای تغذیهای و تسهیلات رفاهی».
تنها در نظامهای دیکتاتوری باید یادآوری شود که دانشگاه زمانی میتواند رسالت علمی و آموزشی خود را انجام دهد که دانشجو در آن، هم از امکان تحصیل برخوردار باشد و هم از حقوق اولیه و امنیت حقوقی برای حضور فعال در محیط دانشگاه. بدین سبب است که در ایران تحت سلطهی تمامیتخواهی، دانشگاه نمیتواند هم متمرکز بر علم، پژوهش و آینده حرفهای باشد، هم بیستوچهار ساعته با فشارهای انضباطی و اقتصادی فزاینده چنگدرچنگ شود.
بنابراین مسألهی دانشگاه در ایران ــ باوجود سلسلهی دیکتاتوری ــ تنها آموزش نیست، بلکه نسبت میان قدرت سیاسی و دانش است. ترجمهی روان عبارت فوق یعنی مصاف تاریخیِ دانشگاه و تمامیتخواهی.
از اینروست که دانشگاه از پیدایش تا کنون، رسالتاش با علوم و آزادی پیوند خورده است. یادداشت و گفتوگوی روزنامهی «شرق» البته سراغ این گزاره از مفهوم دانشگاه در ایران نمیرود، اما بهطور غیر مستقیم اعتراف میکند که سنجش وضعیت دانشگاه فقط با تعداد کلاسها، رشتهها و مدارک دانشگاهی ممکن نیست. دانشگاه زمانی به معنای واقعی کلمه دانشگاه است که یک پایگاه سیاسی ــ عقیدتی حاکمیت نباشد و علم، حق پرسش، امکان دفاع از حقوق دانشجو، کرامت دانشجو، امکانات آموزشی و رفاهی و حسابرسی از حاکمیت در آن مجال تضمین شده باشد.
سایت مجاهدین خلق
