مهدی سامع: توهم پراکنی نیست، راهکار تغذیه فکری سرکوبگران است!

اصلاً وجود خارجی ندارد، در مُشت سپاه است و از خود اراده ای ندارد، دچار توهم شده است و… اینها نظراتی است که به وفور در شبکه اجتماعی و برخی از رسانه ها در مورد ولی فقیه سوم، مجتبی خامنه ای گفته می شود که به گُمان من واقعی نیست.

پیام او در مورد کشته شدن حسن نصرالله به دیدگاههایی که در آغاز برشِمُردم دامن می زند، اما او هدف مشخصی از این پیام دارد. ولی فقیه سوم در این پیام که در وبسایت خودش منتشر شده، می نویسد: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌ دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند» او اضافه می کند که «محاسبات الهی» این کشور را که از «اقامه حق هراسی ندارد قدرت اوّل جهان می‌داند.»

از حاشیه های آن که بگذریم، به حرف اصلی خلیفه سوم می رسیم. «کسانی» رژیم ایران را «بر اساس محاسبات دنیایی»، «ابرقدرت چهارم دنیا» می دانند اما خلیفه سوم در نقش «کارشناس الهی» مدال طلا بر عَمامِه خود نصب می کند تا دنیا بداند که ولایت خامنه ای «قدرت اوّل جهان» است.

پیرامون هر دو ادعا این سوالها مطرح می شود:

-چرا مشخصات آن «کَسان» ذکر نمی شود؟ کدام نهاد جهانی و یا کارشناس معتبر و مستقل این ادعا را تایید می کند؟ آیا این «کسان» همان «عَمَلِه و اَکَرِه» نظام موسوم به «محور مقاومت» هستند که با نوشیدن از پیاله «نفت» مست می شوند و اراجیف نشخوار می کنند؟

-«محاسبات الهی» چگونه محاسباتی است؟ از آمریکا، کانادا، اروپا، ژاپن و…که بگذریم، آیا بر اساس این محاسبات کشور روسیه و مهم تر از آن چین «قدرت» چندم جهان است؟

«محاسبات دنیایی» که «کسانی» به دروغ و با حقه بازی گفته اند؛ ایران «ابرقدرت چهارم دنیا»، براساس «درآمد ناخالص ملی سرانه، امید به زندگی، آموزش (میانگین سالهای تحصیل تکمیل شده و سالهای مورد انتظار تحصیل پس از ورود به نظام آموزشی)» تعیین می شود. بر أساس ارزیابی نهاد «توسعه انسانی سازمان ملل» که متکی بر محاسبه دنیایی است، ایران زیر سلطه نظام ولایت فقیه، نه فقط چهارم نیست بلکه «در سال ۲۰۲۲ ایران در میان ۱۹۳ کشور جهان رتبه ۷۸ شاخص توسعه انسانی را کسب کرد.» (خبرگزاری حکومتی ایسنا، شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲)

زندگی فلاکتبار شهروندان ایران، کشوری که از نظر منابع و ثروتهای طبیعی از جمله کشورهای برتر است نشان می دهد که «ابرقدرت چهارم دنیا» بودن دروغی بزرگ با هدف ضد ایرانی و ضد انسانی است.

پیرامون «محاسبات الهی» پای استدالِ قلم بِمزدان حکومت «چوبین» است. روز سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، یکی از ذوب شدگان در ولایت به نام  هادی رضائی مقاله طولانی در خبرگزاری حکومتی مهر منتشر کرد تا ثابت کند «قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در ترازنامه اقتصادی یا جدول بودجه‌های نظامی دیده می‌شود، بلکه بخشی از آن در اراده ملتی شکل می‌گیرد که طی دهه‌ها فشار، استقلال خود را حفظ کرده است… در این چارچوب، قدرت ایران حاصل جمع استقلال سیاسی، توان دفاعی، ظرفیت علمی و صنعتی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تجربه مقاومت، سرمایه اجتماعی و پشتوانه اعتقادی است.»

این درست است که در ارزیابی میزان پیشرفت نباید «فقط» به «ترازنامه اقتصادی یا جدول بودجه‌های نظامی» بسنده کرد. در ارزیابی نهاد «توسعه انسانی سازمان ملل» هم أولاً «جدول بودجه‌های نظامی» وارد نمی شود و ثانیاً «فقط» به مساله اقتصاد تکیه نمی شود.

اما کارشناس ذوب در ولایت با ردیف کردن «استقلال سیاسی، توان دفاعی، ظرفیت علمی و صنعتی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تجربه مقاومت، سرمایه اجتماعی و پشتوانه اعتقادی» نتیجه می گیرد که ایران با استبداد مذهبی حاکم «قدرت اوّل جهان» است. او از ابر بحران آب و بیکاری، از فرونشست زمین، از اختلاف بی سابقه طبقاتی، از تبعیض جنسیتی، ملی و مذهبی، از اعدامهای وحشیانه، از برآمدهای بی شمار توده ای، از تضادهای درون هرم قدرت، از اختلاسهای نجومی، از بحران دارویی، از کودکانی که به مدرسه راه پیدا نکردند و… کلامی نمی گوید.

 

او از «سرمایه اجتماعی» سخن به گزاف می گوید. جمع کردن تعدادی از عناصر حکومتی و طرفداران نظریه ضد ایرانی و ضد مردمی «محور مقاومت» در میدانهای شهر و یا استناد به «تجربه مقاومت»، تنفر و انزجار اکثریت شهروندان با حکومت را به شکل معکوس نشان می دهد. در حقیقت چون اکثریت زنان و مردان ایران زمین مخالف حکومت بوده و از آن تنفر دارند و بارها با قیامهای پُرشکوه خود این را نشان داده اند، حکومت سرکوبگران و عناصر ضد مردمی را بسیج کرده تا مانع برآمد توده ای شوند.

واقعیتهای بی شمار دیگری هم وجود دارد که نشان می دهد کشور و جامعه ایران فاصله کلانی با پیشرفت و رفاه برای مردم دارد و البته برای تعداد اندکی از غارتگران و ستمگران «بهشت برین» است. دو مورد از این واقعیتها که در ماه مهر پوشش رسانه ای داشته چنین است:

*فرشاد مومنی اقتصاددان می گوید: «ما وحشتناک‌ ترین روندهای گسترش و تعمیق فقر را از نقطه‌ عطف سال ۱۳۹۷ تا امروز داشته‌ایم. اگر شما این روند را ردگیری کنید، مثلاً برای اولین بار در تاریخ است که طی سه سال، اندازه‌ جمعیت فقیر در کشور دو برابر شده؛ چنین چیزی سابقه نداشته و موارد بسیار ناراحت ‌کننده‌تری هم وجود دارد.» (ایسنا، جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵)

*به گزارش رسانه های حکومتی مرکز آمار جمهوری اسلامی اعلام کرد، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور در مردادماه ۱۴۰۵ به ۸۹ درصد رسید؛ یعنی خانوارها به‌طور میانگین ۸۹ درصد بیشتر از مرداد ۱۴۰۴ برای خرید مجموعه کالاها و خدمات یکسان هزینه کرده‌اند. بنا به این گزارش تورم خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها با ۱۲۷ و نیم درصد در صدر جدول قرار دارد.

 

نتیجه:

چرا ولی فقیه این گونه دروغگویی می کند و مخاطب او کیست؟ مجتبی خامنه ای از راه و روش پدرش پیروی می کند. «النصر بالرعب» (پیروزی یا بقا در ایجاد ترس) است. این مهمترین درس پدر به پسر است. پسری که وارث واقعی اندیشه های پدر است. اما کسانی که ایجاد وحشت می کنند، چه در خیابان و چه در شکنجه گاهها باید از نظر فکری تغدیه شوند.

اگر چنین تدبیری نباشد زبان پزشکیان درازتر می شود و فقط به این که «صدا و سیما را نگاه نمی ‌کنم، اعصابم خراب می‌شود» اکتفا نمی کرد. و جواد ظریف فقط نمی گفت: «من گفتم با برجامی که یک جای بدی از بدنتان را پاک کردید، فردا مجبور می شوید که با آن بینی تان را پاک می کنید. چرا سفرای ما در منطقه، نماینده سپاه قدس هستند؟ چون کشورهای منطقه را تهدید می بینیم…ما همه چیز را تهدید می‌بینیم، از زن گرفته تا اینترنت، ما حتی حجاب را هم خاکریز می‌بینیم.»

بدون تردید ابر قدرت اول جهان بودن، برای اکثریت قاطع شهروندان به شمول برخی از کارگزاران حکومتی یک شوخی بی مزه است. اما برای کسانی که باید شلاق بزنند و یا گلوله جنگی به جوانان ایران شلیک کنند، باید خوراک فکری هم تهیه کرد. یادمان هست آقای به هلاکت رسیده به مداح بارگاه خلافت گفت «ایران، ایران» را بخوان.

و در همین ماه گذشته دیدیم که میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نطام گفت: «چه کسی گفته نفت ایران متعلق به مردم ایران است؟ نفت ایران مال مردم نیست و متعلق به خدا و پیامبر [بخوانید مجتبی خامنه ای] است. معنی این حرف در ظاهر ابلهانه این است که هرکس می خواهد از «خوان یغما» نفت بهره ببرد باید همچون میرسلیم در ولایت فقیه حل شود.

منبع: نبرد خلق شماره ۵۰۷، آدینه ۱ آبان ۱۴۰۵