مهرداد هرسینی: بیداری ایرانیان – بخش بیست و دوم

 

انقراض سلسله قاجار و آغاز دیکتاتوری رضا خان

درپی انقلاب مشروطه که خود زمینه ساز و بستر مناسبی برای آزادیخواهی و بیداری ایرانیان گردیده بود , اکنون پیکار مردمی برای رسیدن به پیشرفت , تعالی , عدالت  و ترقی از یکسو و از سوی دیگر کوتاه نمودن دست بیگانگان و دولت های استعماری از منابع ملی میهن مان , شدت و حدت بیشتری می یابد.

آزادی خواهان و وطن پرستان با وجود عوامل ریزو درشت استعمار در حاکمیت پس از انقلاب , همواره برآن بودند تا « امتیازات استعماری و یغماگرایانه » را لغو و عوامل و دست نشاندگان استبداد و ارتجاع را خلع ید نمایند.

دراین راستا بود که بعد ها مجلس شورای ملی مصوبه ای به تصویب رساند که براساس آن « آعصائ هرگونه امتیاز خارجی منوط به تصویب مجلس » می باشد و قرارداد دارسی « صورت قانونی » ندارد. این مصوبه زمینه ساز پیدایش جنبش ها و حرکات مردمی گردید که در راس آن دکتر محمد مصدق پیشواری بزرگ نهضت ملی صنعت نفت قرار داشت , اما تا آن زمان هنوز راه درازی باید پیمود و وقایع بیشماری در راه است.

با شکست قرارداد 1919 , اکنون استعمار خارجی برای حفظ قدرت و منافع خود بدنبال راه حل دیگری می باشد. لذا طرح انجام یک کودتا در ایران و « تشکیل حکومتی مقتدر» در دستور کار گرفت.

پاره ای از ایران شناسان براین باورهستند چند نفر برای این امر کاندید شده بودند که از جمله باید به « سردار اسد بختیاری و سید ضیاء» اشاره نمود.

سید ضیاء بشدت متمایل به انگلیس بود و در آن دوران مسئولیت انتشار روزنامه « رعد» را بعهده داشت. وی ابتدا حامی روسها و سپس مدافع بریتانیا شد. یکی از عوامل این تغییر موضع را در کمکهای مالی سفارت بریتانیا به این روزنامه می‌توان یافت.

در راستای انجام کودتا, دولت انگلیس به اتباع خود اطلاع داد تا ایران را ترک نمایند و به پیشنهاد یک ژنرال انگلیسی بنام « آیرون ساید» رضا خان فرمانده قشون قزاق مناسب ترین کاندید برای کودتا  گردید.

همزمان سفارت انگلیس با ژاندارمری و گروه های مسلح تماس گرفت و از آنان خواست تا در مقابل تصرف تهران , دست به مقاومت نزنند و طی ملاقاتی با شاه , ضرورت انجام کودتا به بهانه واهی « برقراری امنیت» را اطلاع داد.

دراین راستا آیرون ساید رضاخان را در قزوین و پیش از کودتا ,  به درجهٔ ژنرالی ترفیع داد، مهمات و هزینهٔ مورد نیاز سه هزار  سرباز تحت فرمانش را فراهم نمود  و از وی تضمین گرفت که بدون هماهنگی با انگلیس ,احمدشاه را برکنار نکند .

بدین سان رضا خان میر پنچ فرزند داداش بیک از ایل پالانی ملقب به « سردار سپه » که در پی کودتای سوم اسفند به همراه « سید ضیاء طباطبائی» و با کمک طراحان و مستشاران انگلیس و با 2500 قزاق وارد تهران گردیده بود , در روز چهارم اسفند اعلام حکومت نظامی نمود.

رضاخان میرپنج  در طول زندگی با القاب مختلفی خوانده شده است. در جوانی بنام  «رضا سوادکوهی» و سپس با ورود به قشون قزاق و همکاری با قوای روس در سرکوب جنبش های آزادی خواهانه به  «رضا ماکسیم» و بعدها به «رضاخان»

« وثوق‌الدوله، رضاخان را مأمور سرکوب میرزا کوچک‌خان کرد و موفقیت او در این مأموریت، بر شهرتش به عنوان فرمانده‌ای «لایق و شجاع» افزود و نیز – احتمالاً برای نخستین بار – توجه هیئت نظامی بریتانیایی و ژنرال ویلیام دیکسون که به عنوان بخشی از قرارداد ۱۹۱۹ برای تبدیل قوای قزاق، ژاندارمری و قوای محلی به یک ارتش منظم وارد ایران شده بودند، را به‌طور مستقیم به او جلب کرد» (سایت ویکی پدیا)

همچنین رضا خان  در پی کودتای 3 اسفند 1299  و با به  دست گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، بدستور انگلیس به «سردار سپه» و در دوران پادشاهی به «رضاشاه پهلوی» تغییر نام داد.

پس از اشغال ایران و بدستور فرزند وی , در سال 1328  و بدون هرگونه نظر خواهی از مردم و نیروهای سیاسی ,  مجلس شورای ملی مصوبه ای را به تصویب رساند  که  به  وی  لقب «رضاشاه کبیر» اعطاء گردید.

بهرحال با چنین سابقه تاریخی , قرعه بنام « فرمانده بریگارد قزاق »  که روزی در اسطبل بان سفارخانه هلند و  روزی دیگر در خدمت قشون روس عمل می کرد ,  افتاد تا زمام امور کشور را برای قریب 20  سال بدست بگیرد.

ادامه دارد