رضا خان – کشف اجباری حجاب
در نوشتارهای قبلی تا بدانجا رسیدیم که سیاست کلی رضا خان در زمینه نقض حقوق بشر , برپایه سرکوب بی رحمانه مخالفان و ملیت ها و درزمینه اجتماعی و فرهنگی نیز نمونه کپی برداری شده ازسیاست های آتاتورک در ترکیه استوار بود.
در این راستا نیز باید به نقش استعمار انگلستان درحمایت ازرضاخان بويژه درزمینه سرکوب مخالفان اشاره نمود. برای نمونه در سایه سیاستی بنام « تشکیل قدرت مرکزی» که در دستور کار قرارگرفته بود,اکنون حاکم مستبد را برآن داشته تا دست به هر جنایتی علیه شهروندان و یا مخالفان سیاسی و فرهنگی خود بزند.
مضافا براین روند نیز باید به اموال بغارت رفته مردم از سوی دربار طی دوران حکومت وی اشاره نمود. رضا خان در زمان بقدرت رسیدن که حتی یک خانه کاه گلی نیز نداشت, بنابرداده های تاریخی به هنگام تبعید بیش از 44 هزار سند زمین و ملک به نام خود به ثبت رسانده بود.
این حجم عظیم از سرمایه به موازات طلا , جواهرات و پول نقد , به یقین از طریق عرق جبین بدست نیامده بود , بلکه سخن از ابعاد غارت و دزدی های وی و خاندان فاسد پهلوی می باشد که از طریق قدرت سیاست در کشور , خزانه ملی را خالی و به اموال خود فزون کرده بودند.
رضا خان در پی بازگشت از ترکیه, در تلاش بود تا آداب و فرهنگ غرب را در ایران رواج دهد و برای پیشبرد این امر در تهران و سپس در شهرستان ها دستور « کشف حجاب» را صادر نمود. این دستور نخست با بی اعتنایی جامعه, بویژه از سوی زنان , عطف به فرهنگ و سنن ملی روبرو گردید.
زمینه های کشف اجباری حجاب و لباس اجباری برای آقایان که اکنون ساری و جاری شده بود , در شب 21 مرداد 1314 طی سخنرانی وی رسما اعلام گردید. در پی این سخنرانی راه برای سرکوب مردمی که به مخالفت با این طرح های اجباری برخاسته شده بوند بازمی شود. در این راستا بخشنامه کشف اجباری حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ 27 آذر 1314 از سوی رئیسالوزرا به دربار فرستاده شد تا در آغاز دیماه فرمان اجرای رسمی آن به تمام بخش های ایران ارسال گردد..
کشف اجباری حجاب نیز رسما در17 دیماه همان سال و با حضور رضا خان و خانواده اش در دانشسرای مقدماتی رسما آغاز گردید. شاه نیز در در پی آن , سخنرانی هایی کرد و بر ضرورت اعمال هرچه سریعتر این سیاست تاکید نمود.
بدنیال آن نیز سیل تلگرام های قلابی از نقاط مختلف کشور در تائید دستورات رضا خان سرازیر شدند. اما مردم همچنان وقعی به این سیاست های زورگویانه و سرکوبگرایانه نمی گذاشتند. با مقاومت های مردمی سرانجام کار به تهدید , ارعاب و ایجاد رعب و وحشت در جامعه کشیده شد تا جائیکه در بسیاری از شهرها گزمگان دربار با پاره کردن روسری و چادر بانوان , عملا خشونت را در جای جای ایران ساری و جاری نمودند.
در 21 تیر ماه همان سال نیز بدلیل خیزش مردم علیه سیاست اجباری مبنی بر « سر نهادن کلاه شاپو» برای مردان , اعتراضات گسترده ای در شهرهای مختلف از جمله در مشهد صورت گرفت. واقعه مسجد گوهر شاد که بنابرداده های تاریخی به کشتار بیش از 100 تن از معترضین انجامید , بخش کوچکی از جنایات رضا شاه علیه جامعه متنوع ایران را تشکیل می دهد. طی این واقعه خونین , نیروهای نظامی رژیم وارد صحن مسجد گوهرشاد شده و مردم معترض را به گلوله بستند.
« به محض آنکه گزارش بستنشینی مردم در حرم علی بن موسی الرضا به رضا شاه رسید، به مأموران نظامی مشهد دستور صریح داد که اگر تا فردا صبح، مردم بستنشسته را نپراکنند، به بالاترین مجازات نظامی گرفتار خواهند شد. پلیس مشهد حکم به پراکنده شدن جمعیت حاضر (که در این مدت در آنجا تحصن کرده بودند) داد ولی مردم فرمان نبردند؛ از اینرو پلیس به قوه مجریه (استانداری) متوسل شد…. (یک ) هنگ به فرماندهی سرهنگ قادری اطراف صحن و حرم علی بن موسی الرضا و مسجد گوهرشاد را محاصره کرد و به تیراندازی به تحصنکنندگان پرداخت که در نتیجهاش، عده زیادی از زائران و تحصنکنندگان کشته شدند.
شمار کشتهشدگان این اتفاق چند ده نفر برآورد شدهاست. حسینعلی ذوالفقاری گلمکانی، پاسبان بازنشسته و حاضر در واقعه، مدعی است «آن شب حدود ۱۶۰۰ نفر را کشتند البته از پاسبانها و نظامیها هم کشته شده بود که بروز داده نمیشد!»].
( سایت ویکی پدیا)
ادامه دارد
