آذری جهرمی , وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات می گوید : « برخی تراستی ها به کمپین پهلوی پولهای سنگین دادند»
سال هاست که مردم ایران در کوچه و خیابان ها از همکاری « شیخ و شاه » علیه منافع ملی کشورمان سخن می گویند, اما از آنجائیکه « مرغ یک پا» !! دارد این خانواده بسیار بسیار « عفیف و پاکدامن » همواره نه تنها منکر چنین رابطه ای شده ,بلکه تلاش می کنند تا با انداختن توپ در زمین نیروهای دمکراتیک و جمهوری خواه , آن را بخشی از « پروپاگاندا» علیه دیکتاتوری سلطنت جلوه دهند.
در تائید دستان آلوده رضا پهلوی و روابط وی با دوایر مالی و امنیتی رژیم آخوندی , روز گذشته آذری جهرمی وزیر سابق ارتباطات در دولت آخوند روحانی که فردی اطلاعاتی و امنیتی در رژیم آخوندی می باشد , در تازه ترین سخنان اعتراف که فرزند شاه مخلوه نه تنها در « دور زدن تحریم های نفتی » به کمک دیکتاتوری ولی فقیه شتافته ,بلکه فراتر از آن بخشی از درآمد های حاصله از این طریق نیز به جیب وی سرازیر گردیده است.
جهرمی می گوید : « برخی تراستی ها به کمپین پهلوی پولهای سنگین دادند». ( سایت حکومتی تابناک 28 شهریور 1405)
تراستی ها نیز همان آقازاده های حکومتی می باشند که تنها یک وظیفه داشته و آن دور زدن تحریم های نفتی با راه اندازی انواع و اقسام شبکه های مافیایی و آلوده در سراسر جهان.
اخیرا نیز بدلیل فشار های بین المللی و بروز شکاف در راس حکومت آخوندی , لیست بالا بلندی از آنان منتشر گردید که در صدرآنها نام چهار فرد بهعنوان تراستیهای بزرگ ایران , « حسین شمخانی، روحالله رضوی، علی بایندریان و محمدهادی مؤمنین» به چشم می خورند. ( روزنامه حکومتی همشهری).
براساس گزارشات منتشر شده این چهار نفر طی مدت کوتاهی بیش از « 72 میلیون بشکه نفت» را بالا کشیده اند. بدین سان اکنون این سوال منطقی بر سر میز ابواب جمع اطلاعات وسپاه قرار دارد که نقش حکومت و کدامیک از این افراد مسئول رابطه با رضا پهلوی بوده است. بقول ما دهاتی ها : « حال پیدا کنید پرتقال فروش!!»
همچنین یک نماینده حکومتی از تفرش در مجلس, درباره سازوکار انتخاب این افراد اعترف کرده است : « با توجه به حجم قابلتوجه نفت واگذارشده، باید فرآیند قانونی و کارشناسی انتخاب طرفهای معامله شفاف باشد» . او خواستار ارائه اسناد مربوط به ارزیابی شرکتها و اشخاص، سوابق معاملاتی، توانایی مالی و نحوه انتخاب آنان شد و تأکید کرد که بررسی دقیق اسناد برای روشن شدن ابعاد موضوع ضروری است.
بهرحال از هر طرف که صورت مسئله را بنگریم, به یقین به وجود همکاری گسترده « شاه و شیخ » در یک پروژه مشترک می رسیم. این پروژه نه تنها امنیتی و با هدف بازدارندگی جنبش مقاومت در داخل کشور و سد بستن بر خواسته های دمکراتیک مردم ایران می باشد , بلکه فراتر از آن پمپاژ دلار های نفتی و چرب نمودن « ریش و سبیل» بازماندگان سلطنت برای ادامه بخش سیاسی و امنیتی , روی دیگر این سکه می باشد.
از قدیم الایام گفته اند : « آنچه که عیان است , چه حاجت به بیان است»
