مهرداد هرسینی: فلسطین – راه حل دوکشوری , خاری در گلوی ولایت فقیه

 

بروز فاجعه انسانی در غزه و مناطق اشغالی در فلسطین , اکنون جامعه جهانی را با بحرانی بنام « ضرورت تصمیم گیری» در خصوص صیانت از « حقوق بشر ,  حق حاکمیت برای خلق ها, حق تعیین سرنوشت  و دفاع از منشور ملل متحد »  قرار داده است.

دراین راستا نیز شاهد هستیم که به موازات اتحاد عمل میان بسیاری از کشورهای عضو ملل متحد , شکافی عمیق نیز  در و یا میان چندین  قاره جهان بروز کرده است.

نخست :

با پیوستن انگلیس به جمع کشورهائیکه دولت فلسطین را به رسمیت شمرده اند , اکنون قاره اروپا در خود و نیز با آیالات متحده , دستخوش شکافی بس عمیق گردیده است.  

اگر به این پیوست و در سایه اعتراضات گسترده مردمی در بسیاری از پایتخت های جهان برای حق مسلم مردم فلسطین , کشورهایی مانند فرانسه، مالت، بلژیک، پرتغال , بلغارستان , سن مارینو , لهستان , جمهوری چک ,  اسپانیا , لوکزامبورگ،رومانی , اسلواکی , مجارستان, هلند , دانمارک , کانادا , استرالیا , نیوزلند و یا  سوئد را به این لیست اضافه نمائیم , درآنصورت به واقعیتی بنام نخستین قدم ها برای رسیدن به راه حل دوکشوری در این منطقه خواهیم رسید.  

به یقین پایه گذار کنونی برای « حمایت از دولت فلسطین » رئیس‌جمهور فرانسه در هماهنگی با عربستان سعودی بوده , بطوریکه بکرات طی ماه‌های اخیر بر « ضرورت صلحی پایدار مبتنی بر ایجاد دو دولت در مرزهای 1967 » تأکید کرده است. این روند در حالی است که کشورهایی مانند آلمان , بدلیل دست بستگی بخاطر « نسل کشی در دوران نازیسم»  و بروز فاجعه انسانی بنام « هلوکاست » , همچنان نسبت به برداشتن هرگونه قدمی بسیار محتاطانه عمل می کند.

برای نمونه وزیر خارجه این کشور در تازه ترین موضعگیری تنها خواستار « به جریان افتادن روند» به رسمیت شناختن فلسطین  گردیده و از جمله گفته است : «آنچه منطقه اکنون نیاز دارد، یک آتش‌بس فوری، کمک‌های بسیار بیشتر بشردوستانه برای مردم غزه و آزادی فوری و بدون قید و شرط گروگان‌هاست». ( سایت دویچه وله 22 سپتامبر 2025)

دوم :

اما گذشته از این نکات ,طی روزهای جاری  قرار است تا مجمع عمومی سازمان ملل دراجلاس جاری خود در نیویورک , موضوع « فلسطین » و  حق مردم آن برای برپایی یک « کشور مستقل» را در دستور کار قرار داده و به تبع آن در آینده نزدیک به پایه ای و اصلی ترین خواسته های بحق آنان یعنی « مرزها، امنیت، حق آب، وضعیت اورشلیم، آزادی و دسترسی عبادتگاه‌ها ، باز سازی, تغییر بافت جمعیتی ,  شهرک‌سازی‌های اسرائیل و وضعیت پناهندگان فلسطینی» رسیدگی نماید.

پیشتر نیز مجمع عمومی ملل متحد در ماه سپتامبر « یک بیانیه 7 صفحه‌یی را تصویب کرد که در آن «گام‌های ملموس، زمان‌بندی‌شده و برگشت‌ناپذیر» به سوی راه‌حل دوکشوری ترسیم شده است، در عین‌حال حماس را محکوم کرده و از آن خواسته است که تسلیم شود و خلع‌سلاح شود». (خبرگزاری رویترز 31 شهریور 1404) . اما نکته جالب آنکه در میان 12 رای منفی طی این اجلاس , از جمله مهر و امضاء  رژیم آخوندی بعنوان مخالف این طرح به چشم می خورد.

به هرروی سخن از روندی است که تا به امروز از حمایت 151 کشور از جمله تمامی کشورهای اسلامی و عربی  روبرو گردیده و عطف به  قطعنامه های ملل متحد , تنها راهکار برای خروج از بحران این انسانی , جنگ , خون ریزی و درگیری ها را  در « راه حل دو کشوری » به تصویب رسانده است.

برای نمونه باید به قطعنامه 3236 مصوب 22 نوامبر 1974 در مجمع عمومی ملل متحد اشاره نمود که بصراحت « حق تعیین سرنوشت، استقلال و حاکمیت در فلسطین را برای فلسطینیان»  به رسمیت شمرده است.

دراین راستا نیز همگان شاهد هستیم  که چگونه دیکتاتوری ولی فقیه ضمن مخالفت  با این طرح , نه تنها خواهان « نابودی اسرائیل» می باشد , بلکه فراتر از آن اساس و پایه « استقلال فلسطین » را با سیاست های مخرب خود  زیر ضرب برده است.

واقعیت آن است که موضوع تشکیل  « کشور فلسطین»  یکی ازبغرنج ترین , پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مسائل طی یکصد سال گذشته در جهان می باشد و ترجمان این حقیقت است که بدون ایجاد یک کشور مستقل در سایه عدالت , حقوق بشر , حق حیات و همزیستی مسالمت آمیز, منطقه همواره دستخوش جنگ و خون ریزی بوده و هرگز این بحران سرانجامی نیکو نخواهد داشت.

این واقعیت را اکنون می توان بخوبی در غزه و از فردای آغاز جنگی ناخواسته با پشتیبانی دیکتاتوری ولی فقیه و کشاندن مردم بیدفاع این منطقه به درگیری ها رویت نمود.

خامنه ای به اشتباه براین باور بود که با تعلیم , حمایت های مالی , لجستیک , عقیدتی و پمپاژ سلاح , پول و تعلیمات نظامی , کریدوری میان نوار غزه و کرانه باختری با هدف دستیابی به « قدس شریف» ایجاد نماید.

به یقین شلیک قریب شش هزار موشک همزمان با حمله « گازانبری» از طریق دو هزار نیروی آموزش دیده  که بنابرداده های قطره ای بیش از 500 تن از آنان در ایران و از سوی سپاه پاسداران  آموزش دیده بودند ,  ترجمان این واقعیت است که خامنه ای اساسا بدنبال راه اندازی یک جنگ صرفا « چریکی » و « محدود» نبود, زیرا اصولا جنگ های چریکی نه تنها در عمق عملیاتی  , بلکه حتی  در زمانی بسیار کوتاه  و با میزان بسیار محدود از نیرو, انهم با سلاح های سبک صورت می گیرند.

این اشتباه محاسبه که به گفته بسیاری عامدانه نیز بوده است , بهترین « کارت سبز» را برای جریانات جنگ طلب در اسرائیل به بهانه « آزادی گروگان ها » فراهم نمود و بدین سان « طرح کشور بزرگ » با هدف اشغال « کرانه باختری تا دریای مدیترانه » عملا کلید خورد.

اما بهای سنگینی که  مردم فلسطین داده اند , همان دادن چک سفید از سوی خامنه ای به طرف مقابل برای کشور گشایی  و بلعیدن تمامی مناطق اشغالی , آوارگی قریب دو میلیون , کشتار , نسل و کودک کشی , کوچ اجباری , تخریب زیربناها , بیمارستان ها , مدارس ,  شهرها و روستا ها می باشد .

سخن از بحرانی عمیق بوده  که در سایه بی عملی های عامدانه از سوی جهان آزاد , اکنون جان میلیون ها تن از مردم بیدفاع بویژه کودکان و سالخوردگان  بی گناه را در فلسطین هدف قرار داده و آنها را آواره نموده است.

دراین راستا نیز  خامنه ای در سایه شکست های نظامی و ضربات ناشی از جنگ 12 روزه و باز شدن سرکلاف بند ماشه , ضمن سوء استفاده از کشتار در غزه , آتش بیار معرکه گردیده و با هرچه بحرانی تر نمودن  این وضعیت بویژه با اهرمی بنام « گروگانگیری» در سایه « صدور بحران به خارج از مرزهای ایران » , تلاش دارد تا از طرف های مقابل باجگیری کند.

خاطرمان هست که احمد عبدالهادی نماینده این گروه دست نشانده رژیم در لبنان , طی  مصاحبه ای با روزنامه السیاست چاپ کویت درایام آغاز درگیری ها در فردای 7 اکتبر اعتراف کرده بود:« ما قبل , حین و بعد از این نبرد با حزب الله و ایران در بالاترین سطوح هماهنگ کردیم, اما گویا در معرض خیانت آشکار و وعده های دروغین ایران قرار گرفته ایم. بله خیانت آشکار و وعده های دروغین».

در آن دوران ولی فقیه  در خلال آغاز جنگ با بی شرمی تمام در سخنانی از جمله بر « “نیاز مهم منطقه” و “وارد آوردن ضربه اساسی” » تاکید کرده بود. در پاسخ او نیز رئیس دفتر تشکیلات خود گردان گفته است : « اظهارات اخیر رهبری ایران روشن می‌کند، هدف آنها قربانی کردن خون فلسطینیان و [جان] هزاران کودک، زن و سالمند و نابودی سرزمین‌های فلسطینی است.» ( دویچه وله 14 خرداد 1403)

آری خیانت خامنه ای به مردم مظلوم فلسطین تنها در این چند جمله نمی گنجد , به یقین تاریخ از وی و تمامی آنانی که عامدانه و آگاهانه دست به کشتار, قتل و جنگ افروزی زده اند , قضاوتی منصفانه بعمل خواهد آورد. یکی از تبعات این قضاوت به یقین برپایه  کشاندن آمران و عاملان نسل کشی و جنگ افروزی به پای میز یک محاکمه بین المللی استوار می باشد..