مهرداد هرسینی  – منتظرالسلطنه – تق فریبی بزرگ بنام « صندوق رای » در تورنتو درآمد!!

 

در فرهنگ غنی پارسی « تق چیزی درآمدن » به معنای « برملا شدن رازی که سرانجام همه از آن باخبر خواهند شد » , تعریف گردیده است.

تازه ترین اعتراف فرزند شاه مخلوع در تورنتو, مبنی براینکه  شعار «جاوید شاه» فردا باید  « به یک واقعیت در صندوق»  تبدیل شود, آنچه را که میلیون ها ایرانی و بویژه نیروهای دمکراتیک و مردمی طی سالیان اخیر برآن تاکید داشتند را  سرانجام برملا نمود.

سخن از طینت واقعی خانواده فاسد پهلوی برای رسیدن به قدرت مطلقه و برپایی یک دیکتاتوری دیگر در ایران می باشد که روز گذشته در شهر تورنتو در کانادا به اثبات رسید. بنابر بر اساس گزارش‌های منتشرشده, بهای قیمت بلیت‌ سخنرانی وی حدود 27 میلیون تومان (بین 150 الی 350 دلار) آغازو تا 200 میلیون تومان برای صندلی های ویژه نیز فروخته شد.

اما گذشته از ابعاد کلاشی های این خاندان برای پرنمودن جیب خود, وی که تا چندی پیش تلاش می کرد تا با پوشاندن چهره  و اهداف واقعی اش  , چنین بنمایاند که گوئیا خواهان یک « ایران دمکراتیک » بوده و اساسا سلطنت به مانند پاره ای از کشورهای اروپایی و یا انگلیس صرفا « نمادین » خواهد بود , با بیان این جملات بر واقعیتی بنام رسیدن به دیکتاتوری فردی با الگوی شاه خائن انگشت گذاشت.

تمرکز عامدانه منتظرالسطنه بر شعار منحوس « جاوید شاه » نه تنها   تلاش برای احیای یک سلطنت موروثی است بلکه دارای  پتانسیل بالایی برای رفتن بسوی یک حکومت اقتدارگرایانه و فردمحور می باشد.

این همان نقطه ورود ایرانیان و  بسیاری از احزاب , نیروها , سازمان های دمکراتیک و ملی می باشد که بدلیل سابقه سیاه پدر بزرگ و پدر وی , نسبت به بازسازی یک دیکتاتوری دیگر بکرات هشدار داده اند.

بکارگیری شعار « جاوید شاه » که مترادف آن در فرهنگ فاشیسم هیتلری همان « هایل هیتلر» ( جاوید هیتلر)  می باشد, نه سهوا بلکه عامدانه و جهت داربوده  و توهینی به خواست میلیون ها ایرانی برای رسیدن به دمکراسی , حقوق بشر , دمکراسی حزبی  و یک جمهوری دمکراتیک است.

همچنین , باید به  « اعمال خشونت سازمان داده شده»  از سوی  باند های سرکوبگر و شعبان بی مخ های وابسته  خانواده سلطنت اشاره کنیم تا بدین سان پازل این روند منطقی روشن تر شود.

اعتراف به همکاری با سپاه مردم کش پاسداران  و دوایر امنیتی رژیم آخوندی , همکاری با عناصر اطلاعاتی رژیم , دفتر تحکیم وحدت , نیروهای بخارج گسیل شده از سوی رژیم آخوندی و تاکید بر حفظ آنها در فردای سرنگونی رژیم و یا سردادن  شعار « یک میهن , یک پرچم و یک رهبر» در مراسم مونیخ در زمستان گذشته  با راه اندازی شعبه دیگری از ساواک مخوف آریامهری در آلمان , هنوز در افکار عموم باقی است.

مضافا براین نکات نیز باید به تاکیدات رضا پهلوی برای جنگ افروزی و کشاندن پای کشورهای خارجی به موضوع کاملا داخلی مردم ایران و یا فراخوان برای کشاندن مردم بی دفاع و بی سلاح به خیابان ها در روزهای 18 و 19 دیماه گذشته اشاره نمود تا بدین سان به ابعاد سیاست های ضد ملی وی با هدف گرفتن قدرت و رسیدن به « تاج و تخت »  مطلقه رسید.

وی نه تنها هرگز دراین رابطه با کشتار دیماه که از سوی گزمگان ولی فقیه به خاک و خون کشیده شد,  از جامعه عذر خواهی و طلب بخشش  نکرد , بلکه با وجود صدها مستند , کلیپ , توئیت و پیام های شخصی در شبکه های اجتماعی , همواره بدروغ چنین فرمانی را تکذیب نموده , امری که مبین نبود هرگونه تعادل شخصیتی , سیاسی , فرهنگی , اخلاقی و روحی برای رضا پهلوی می باشد.

ابعاد این تلاش ها را ما بخوبی در راه اندازی دو ستون تبلیغاتی با پمپاژ دلار و دعوت ها ی مختلف از سوی محافل معلوم الحال  بخوبی می بینیم. برای نمونه رسانه هایی مانند ایران اینترنشنال و یا من و تو که بنابر داده های بین المللی تنها طی سه سال قریب 750 میلیون دلار هزینه صرف آن شده , و یا پهن کردن فرش قرمز از سوی محافل و اتاق های فکر برای لانسه کردن وی بعنوان « تنها آلترناتیو»!! تماما بخشی از این تلاش ها می باشند.

اما علیرغم دیدارهای متعدد منتظرالسلطنه در پاره ای از کشور ها که صرفا در چارچوب هیاهوی تبلیغاتی قابل ارزیابی هستند , باید تاکید شود ، محافل رسمی بین‌المللی و غربی  و حتی عربی عمدتاً به دلیل نبود یک جایگزین اجتماعی , نبود خط وخطوط سیاسی متناسب با ایران امروز و یا  تهدید برای بروز یک جنگ داخلی  و بویژه  دست رد از سوی نیروهای دمکراتیک , خلق های تحت ستم و ملیت های گوناگون در ایران , از به رسمیت بخشیدن به او به عنوان رهبر اصلی و واحد اپوزیسیون بجد خودداری کرده‌اند.

همچنین روند تحولات و بویژه پایداری و افشاگری های مقاومت ایران و نیروهای جمهوری خواه  بعنوان سدی در مقابل این موج سواری تا به امروز عمل کرده , بطوریکه نیروی اجتماعی بخوبی به چهره واقعی وی و  پوچ بودن تمامی شعرو شعارهای فرزند شاه مخلوع و  بویژه آن بخش مرفه و خارجه نشین که یک شبه برای رسیدن به  سرنگونی رژیم  از طریق دخالت خارجی امید بسته بودند , پی برده است .

بدین سان شاهد نه تنها سرخوردگی بخش های اجتماعی , بلکه حتی سرخوردگی در میان حامیان مالی وی در خارجه  نیز می باشیم.

بهرحال با تمامی کمک های غیبی , یکبار دیگر شکست سامانه پهلوی برهمگان به اثبات رسیده است. این شکست ریشه در سه پارمتر مهم  از جمله « دلبستگی بر حمایت خارجی و رسیدن به قدرت  از طریق جنگ خارجی (همسر وی نیز اخیرا بطور تلویحی  خواستار بمبان اتمی ایران به مانند ژاپن شده ) , تکیه بر نوستالژی خانواده اش بویژه در دوران پدر و سرانجام شکست برای ایجاد شکاف میان اپوزیسیون مترقی و جمهوری خواه» نهفته است.

رضا پهلوی با تمامی خاصه خرجی های محافل استعماری و کمک های بی وقفه دیکتاتوری ولی فقیه, اکنون  با شکستی بسیار سنگین روبرو گردیده, بطوریکه اکنون ناچار شده تا آن خوی و چهره واقعی خود را بر همگان عیان کند . این همان روند منطقی انقلاب دمکراتیک در ایران می باشد , که  بطور اتو دینامیک علیه ارتجاع و آلترناتیو های استعماری در حال عمل کردن است.