مهرداد هرسینی : کینگ مجتبی – بمب هسته ای در سایه « چماق و حلوا»!!

همزمان با برگزاری دور دیگری از مذاکرات با وساطت قطر,  میان دیکتاتوری ولی فقیه و آمریکا , شاهد راه افتادن موج تازه ای از تهدیدات از سوی رژیم آخوندی با هدف تغییر « دکترین » برای ساخت سلاح اتمی و دیگر « خروج» ازمعاهده ان پی تی می باشیم.

برای نمونه چندین آخوند ریز و درشت و نمایندگان کینگ مجتبی در شهرهای مختلف و تعدادی  از نمایندگان مجلس حکومتی  علناً خواستار« تغییر دکترین هسته‌ای و خروج از پیمان منع گسترش سلاح اتمی »  شده و اعلام کرده‌اند که « طبق احکام ثانویه فقهی، دستیابی به بمب اتم برای ارعاب دشمن و بازدارندگی» واجب می باشد.

در مقابل پزشکیان و متولیان وزارتخارجه در مواضع خود چنین وانمود می کنند که گوئیا , بنابر « فتوای» خامنه ای!! , رژیم  اساسا بدنبال ساخت سلاح هسته ای نبوده و صرفا « انرژی هسته ای» برای تولید برق و یا موارد پزشکی در دستور کار قرار دارند.

از مواضع فوق می توان این نتیجه را گرفت که اتاق های فکر در حکومت اکنون  دو سیاست موازی « چماق و حلوا» را به پیش می برند. چماق همان تهدید به ساخت بمب اتم و خروج از ان پی تی و حلوا نیز « فتوای» !! خامنه ای پدر می باشد.

این وضعیت بدان معنا است , یک بخش از حکومت که ظاهرا طرف مذاکرات اتمی هستند , مدام تکرار می‌کنند که «ما به دنبال بمب نیستیم و فتوای رهبری همچنان پابرجاست» و تلاش دارند تا کانال گفتگو ها با آژانس و اروپا  بازگذاشته , بر « بازگشت قطعنامه های شورای امنیت ملل متحد » ترمز زده و النهایه در سایه ادامه این وضعیت , « زمان بخرند».

در مقابل « چماقداران»  حکومتی که در پشت تمامی کلان سیاست های رژیم و بویژه پروژه اتمی قرار دارند , نه تنها « تهدید به اتمی شدن » کرده , بلکه خواهان خروج از« پیمان اتمی» نیز می باشند. اما مخرج مشترک هردو سیاست همان « شرایط هفتگانه » برای دسترسی به هرگونه صلح و آرامش است. 

همزمانی این جیغ و هوارها که ترجمان « سوت زدن » در تاریکی است , به یقین هدفی بجز « چک و چانه زنی» برسر میز مذاکره را ندارد , زیرا کشوری که می خواهد و توان ساخت بمب اتمی را داشته باشد , هرگز جیغ و هوار نزده و آن را از پیش در بوق و کرنا نمی کند , بلکه نخست بمب را ساخته , آزمایش کرده و سپس آن را به رخ دیگران با هدف « بازدارنگی» می کشد.

در سایه این تناقض کردار و گفتار باید به این سوال پرداخت که آیا رژیم آخوندی, در سایه ضربات سنگین دریافتی به تاسیسات و زیر ساخت های اتمی , سایت ها و بویژه  سانتریفیوژها و انبار اورانیم غنی شده ,  اکنون  توان ساخت بمب هسته ای در کوتاه مدت را دارد؟

پاسخ به این سوال منطقی در چند مولفه نهفته است.

کارشناسان مسائل هسته ای اعلام کرده اند که رژیم آخوندی برای ساخت سلاح اتمی نخست باید به اورنیوم غنی شده 90 درصدی دسترسی داشته و یا آن را تولید کرده باشد. به یقین این توانمندی در داخل کشور و با توجه به ضربات سنگین نظامی طی دو دور از جنگ 12 و 40 روزه  علیه سایت های اتمی و  سانتریفیوژهای مدل بالا , اکنون در هاله ای از ابهام قرار دارد.

در مرحله دوم رژیم باید اورنیوم غنی شده را به یک « کلاهک هسته ای»  پایدار و مقاوم تبدیل نماید, امری که به لحاظ فن هسته ای بسیار پیچیده و نیازمند به زمان میباشد. در پایان این مجموعه نیز رفتن بسوی نصب آن بروی موشک های بالستیک , نمونتا « موشک های قدر و شهاب 3» و سپس آزمایش انفجاری آن.

تمامی ارزیابی ها برآن هستند که در یک شرایط آرام و سرمایه گذاری مداوم و بکارگیری فن آوری جدید از خارج , این روند قریب 2 سال بطول خواهد انجامید. حال اگر وضعیت درب و داغان رژیم , محاصره دریایی و زمینی , صندوق ورشکسته حکومتی , ضربات به ماشین نظامی و جنگی و وجود بلبشو در سیاست گذاری های کلان را مد نظر قرار دهیم , در آنصورت به واقعیتی بنام « تهدیدات توخالی» با هدف « مذاکره برای مذاکره » خواهیم رسید.

نکته آخر آنکه دیکتاتوری کینگ مجتبی با راه اندازی سیاست « چماق و حلوا» تلاش دارد تا برای رسیدن به سلاح هسته ای « زمان » بخرد و طرف های درگیر بویژه ایالات متحده را از اقدامات  بیشترنظامی و یا ادامه تحریم های اقتصادی و مالی فلج کننده , بهراساند. در سایه آن نیز با سیاست  حلوا و « آمادگی » ظاهری  برای رسیدن به « توافق » و تاکید بر راهکار « دیپلماسی» , خود را به لحاظ نظامی , منطقه ای و کشورگشایی بازسازی نماید.