مهرداد هرسینی – نیاز دیکتاتوری ولایت به بازچینی در هرم قدرت !

 

اتاق های فکر در دیکتاتوری ولی فقیه روز گذشته دست به جابجائی پاره ای از کلیدی ترین مهره ها و پست های حکومتی زدند.

به یقین این مجموعه از انتصابات و بروی کار آوردن هارترین و امنیتی ترین مهره ها که به کینگ مجتبی منتسب گردیده , نشان از آن دارند که مرحله دیگری از نمایش قدرت برای کوبیدن میخ ولایت در سه جبهه داخلی , منطقه ای و بین المللی در حال شکل گرفتن می باشد.

با نیم نگاهی به اسامی و سابقه آنان در سرکوب , جنگ افروی و صدور تروریسم اکنون می توان این نتیجه منطقی را گرفت که درب در حاکمیت مطلقه ولی فقیه همچنان برپایه گذشته خواهد چرخید , بویژه آنهم در زمانیکه رژیم در ضعیف ترین مختصات ممکن پس از مرگ خامنه ای پدر بسر می برد.

دراین رابطه مقاومت ایران در یک روشنگری , بدرستی بر سوابق این مهره ها اینگونه تاکید کرده است : «پاسدار احمد وحیدی قبل از جلاد سلیمانی سرکرده نیروی قدس و عامل انفجار آمیا در آرژانتین و وزیر کشور رئیسی جلاد بود

پاسدار سرلشکر علی عبداللهی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رژیم. از جلادان قتل‌عام زندانیان مجاهد در زندان رشت در سال ۱۳۶۷

آخوند جنایتکار فاسد و مفسد حسین طائب رئیس بسیج سپاه پاسداران برای تقویت شبکه اطلاعات. او قبلاً رئیس اطلاعات سپاه بود».

بروز بلبشو و جنگ داخلی در درون نظام برسر کلیدی ترین موضوعات , بویژه  « جنگ یا صلح » و نیز هرگونه « تعامل » با جامعه دردمند ایران , از شاخصه های این واقعیت می باشند که چگونه دیکتاتوری نوپای کینگ مجتبی در بن بست میان « مرگ یا خودکشی» قرار گرفته است.

در راستای اهداف این تغییرات نیز باید به دو نکته اساسی اشاره نمود. نخست چیدن بال و پر مسعود پزشکیان , شیخ حسن روحانی و مجموعه دور و بری های آنان , بعنوان متولی « مذاکره و توافق » با شیطان بزرگ و دیگری صف بستن امنیتی و نظامی در مقابل هرگونه خیزش و قیامی دیگر در شهرها.

بدین سان کینگ مجتبی – در صورت زنده بودن – این پیام را به بیرون ساطع می کند که گوئیا وی همچنان « علمدار» حکومت بوده و تمامی سیاست ها و تصمیمات راهبردی  از کانال « بیت رهبری» طراحی و به اجرا در می آیند.

این واقعیت در حالی است که او و فرماندهان سپاه  کما فی السابق  به « دولت وفاق» نیازمند هستند , اما دولتی که برای اوامر آنان , « شاخ » نشده و مطیع کامل برای سیاست های ولی فقیه باشد.

بدین سان مجتبی تلاش دارد تا حیطه مسئولیت و بازی برای پزشکیان را در همان حدود « حل و فصل » مسائل اجرائی و تامین آب و نان برق و غیره نگهدارد.

از سوی دیگر ولی فقیه با این مجموعه انتصابات و برای مثال دور زدن میدان عمل رئیس جمهور دست نشانده خود در شورای امنیت ملی با بروی کار آوردن فرد دون پایه و مطیعی مانند پاسدار سبزعلی رضائی , این پیام را به دیگر سینه چاکان « مذاکره »  و « اصلاح طلبان قلابی » ساطع می کند که حواستان باشد , اگر قرار باشد روزی روزگاری پا از گلیم خود بیرون بگذارید , کارتان با « کرم الکاتبین » – بخوانیم بیت رهبری و دوایر امنیتی – خواهد بود.

ابعاد بحران در راس نظام بحدی است که پزشکیان در تازه ترین مصاحبه خود به وجود « استعفاء» اشاره و می گوید : « خیلی دلشان می‌خواست ما استعفا بدهیم و برویم و اینها راحت شوند. البته من به قدرت نچسبیده‌ام».  وی در ادامه با دلخوری می افزاید : « ما باید مشکل را حل کنیم نه این‌که آدم عوض کنیم»!!.

به بیان دیگر اکنون هرم قدرت در نظام آخوندی آنچنان دچار از هم گسستگی و چند پارگی شده که طرف های درگیر عملا از حذف , استعفاء , کناره گیری سخن می گویند. فریاد های روزانه از سوی پزشکیان برای « حفظ وحدت»!!  و یا گفتمان نمایندگان ولی فقیه مبنی بر « حرف فقط فرمایشات مقام معظم رهبری است و بس » , ترجمان این حقیقت می باشند.

التماس های روزانه از سوی رئیس جهور نظام برای « مصالحه و همکاری» ترجمان یک روز سکه است , ام ولایت فقیه نشان داده که به هیچ وجه خواهان « مشارکت » دیگر باند ها برسر مسائل راهبردی و استراتژیک نبوده و نیست.

وی بخوبی می داند که فرصت زیادی برای « کوبیدن میخ » خود ندارد, زیرا با گذشت هر روز و در صورت عدم صف بستن در مقابل آنان , مجموعه مناقشات  به مانند لکوموتیوی در حال سرعت گرفتن خواهد شد.  

نبود هرگونه پشتوانه مردمی و حمایت اجتماعی , عمق تنفر جامعه از ولایت فقیه , از بین رفتن کلیدی ترین عناصر سرکوب و جنگ افروزی , تبعات ناشی از ضربات امنیتی طی ماه های اخیر بر پیکر نظام , مجموعه بحران های اقتصادی , مالی , معیشتی , بیکاری , سقوط تمامی شاخصه ها و همچنین وجود « آتش زیر خاکستر» در درون کشور برای خیزش و قیام , تماما شرائط را برای ایجاد ترس و برهم زدن سیستم اعصاب حاکمیت فراهم نموده است.

بدین سان دیکتاتوری راهکار را در هرچه تنگتر نمودن حلقه نظام , رفتن بدرون و بستن سد دفاعی در مقابل مجموعه نکات فوق داشته , بطوریکه عملا « خودکشی» را به مثابه مناسب ترین راهکار انتخاب نموده است.