پیام جهانی گردهمایی ۳۰ خرداد

سال ۱۴۰۵ را باید سال روشنگری پیرامون افق آینده‌ی ایران از پس تجارب شش قیام بزرگ و نیز سال مرزبندیِ حقیقی و همه‌جانبه میان جبهه‌ی آزادی و جبهه‌ی استبداد دانست. درواقع بلوغ قیام‌های شش‌گانه این رهنمود را مد نظر مردم ایران گذاشته است که تجارب پربار سه دهه گذشته را چراغ راهنمای تحقق آینده‌یی فارغ از هرگونه دیکتاتوری قرار دهد.

روشنگری و مرزبندی را باید صافیِ عبور به جانب آینده‌یی تضمین‌شده برای تحقق آزادی و دموکراسی دانست. از این‌رو ادامه‌ی سال ۱۴۰۵ را بایستی به فعالیت برای تحقق عینی و مادیِ روشنگری و مرزبندی اختصاص داد. ضرورت این اختصاص از شرایط فوق‌العاده و سرنوشت‌ساز ایران‌زمین ناشی می‌شود.

در افق پیش رو، گردهماییِ مقاومت ایران در روز ۳۰ خرداد قرار دارد. این رخ‌داد از هم‌اکنون به یک کارزار تعیین افق آینده تبدیل شده است. این گردهمایی نیز نمادی از روشنگری و مرزبندی برای پالایش فضا و صحنه‌ی سیاسیِ ایران از هرگونه شائبه‌ی فاشیسم و دیکتاتوری می‌باشد.

پیشاپیش روشن است که این گردهمایی از یک تاریخچه می‌آید؛ تاریخچه‌یی آمیخته از آرزومندیِ اجتماعی و فردی، تکاپوی عاشقانه برای وصال به محبوب آزادی، رنج‌های همبسته با آرمان برابری، پیوستگیِ حماسه و فدا و جنبش قدرت‌مند و سراسریِ دادخواهی.

چنین پشتوانه‌یی، اصالت مضمون و حقانیت محتوای گردهماییِ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس را مورد توجه مخاطب‌های جهانیِ مسائل ایران قرار داده است. نمونه‌یی از بازتاب این اصالت و حقانیت را در مقاله‌ی مشترک دو تن از اعضای مجلس اعیان انگلستان «لرد آلتون» و «لرد استیو مک کیب» و یک تن از مجلس عوام، «باب بلکمن» شاهدیم که فراخوان به شرکت گسترده در این گردهمایی داده‌اند. آنان در این مقاله‌ که در «اکسپرس» لندن درج شده است، به چند محور اصلی‌ِ اهداف گردهمایی پاریس و اهمیت و ضرورت  آن در این شرایط پرداخته و به شرکت در آن فراخوان داده‌اند:

«گردهمایی ۲۰ ژوئن (۳۰خرداد) در پاریس فراخوانی است به دولت‌ها، نهادها و جامعه جهانی تا در این لحظه حساس در کنار مردم ایران بایستند. ملتی فریاد آزادی سرداده است، مردم ایران خواهان دخالت نظامی خارجی نیستند، آن‌ها تأکید می‌کنند که خود سرنوشتشان را رقم خواهند زد و ما صدای آن‌ها را می‌شنویم.»

در این مقاله بر یک عامل مهم و پرسابقه در سیاست غرب با ایرانٍ تحت سلطه‌ی دیکتاتوری تأکید شده است؛ تأکید شده که جهان باید از مماشات با ملایان دست بردارد تا به «نقض حقوق بشر در ایران» توجه کند و از یک جایگزین دموکراتیک حمایت نماید. وجود این موارد در مضمون گردهمایی پاریس، یادآوری شده است:

«این تجمع با هدف جلب توجه جهانی به نقض حقوق‌بشر در ایران و حمایت از استقرار یک جمهوری دموکراتیک برگزار می‌شود. شورای ملی مقاومت ایران جایگزینی دموکراتیک برای حکومت کنونی است رئیس‌جمهور برگزیده آن، مریم رجوی، طرحی ده‌ماده‌ای ارائه کرده که بر انتخابات آزاد، جدایی دین از حکومت، برابری زن و مرد و حقوق اقلیت‌ها تأکید دارد. این برنامه حمایت شمار قابل توجهی از سیاستمداران اروپایی و بین‌المللی را جلب کرده است.»

پیام گردهمایی پاریس در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، پیوستن صداها و دست‌ها و خواسته‌ها بر گرد «نه به اعدام» در ایران، حمایت از زندانیان سیاسی و توجه دادن به «شرایط متفاوت امروز ایران» به مخاطبان داخلی و بین‌المللی است. این سه پیام در مقاله‌ی سه تن از اعضای مجالس اعیان و عوام این‌گونه خلاصه شده است:

«از اواسط مارس تاکنون، دست‌کم ۲۵ زندانی سیاسی اعدام شده‌اند. محاسبه رژیم روشن است: جلوگیری از خیزش بعدی، با آن‌قدر سنگین کردن هزینه اعتراض که مردم از ترس جان خود سکوت کنند. شرایط امروز متفاوت است. رژیم ایران بیش از هر زمان دیگری در دهه‌های اخیر تضعیف شده است. هم‌زمان، مقاومت سازمان‌یافته در داخل کشور نیز گسترده‌تر، فعال‌تر و آشکارتر شده است.»

یک امر مهم در این مقاله‌ی مشترک که روشنگری و مرزبندی را با اخلاق و وجدان آمیخته است،‌ یادآوری و تأکید بر توقع مردم ایران از مخاطبان جهانی در شنیدن صدا و ندا و دادخواهی‌شان و نیز پرهیز از دخالت نظامی خارجی است؛ دو موردی که نقض آن‌ها توسط مخاطبان جهانیِ مسائل ایران، از قضا به‌نفع حاکمیت تمامیت‌خواه ملایان می‌شود. مقاله‌ی مزبور، مبانیِ مهم ضرورت و اهمیت شرکت کردن در گردهمایی پاریس را چنین مدون نموده است:

«ملتی فریاد آزادی سر داده است. مردم ایران خواهان دخالت نظامی خارجی نیستند. ما صدای آن‌ها را می‌شنویم و نمی‌توانیم و نباید بی‌تفاوت بمانیم. بهای سکوت، جان انسان‌هاست. همان‌گونه که الی ویزل، برنده فقید جایزه نوبل صلح، گفته بود: «بی‌طرفی همواره به سود ستمگر است، نه قربانی. سکوت، شکنجه‌گر را تقویت می‌کند، نه شکنجه‌شده را».
سایت مجاهدین خلق