بیهوده میدمند! (طنز سیاسی )
حتماً دیدهاید، یا خود در آن بودهاید؛ در شبی نسبتاً سرد در بیابانی اطراق کردهاید. برای گرم شدن یا فراهم آوردن مقداری چای، هیزمی را که صبح آتشی برافروخته بود، هی میدمی و میدمی و هر چه باز میدمی، اما دیگر آن هیزم مرده تحرکی ندارد. نومیدانه باز هم میدمی. گاه حقیر شعلهای خود مینمایاند و تو را بر این توهم میرساند که آتش گر خواهد گرفت؛ رؤیایی که زود خاموش میشود و تو باز […]












